photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
لهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ
یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ
خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شدو زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد
آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد
مرا کفایت کنید الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت همین ساعت هم اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و آل پاکیزه اش
تقوا و همدلی راه نزدیکی به امام زمان (عجل‌الله‌ تعالی‌فرجه‌الشریف)

رعایت تقوا و همدلی، باعث نزدیکی ما به حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف خواهد شد؛ وقتی ما در نیات و اعمال خود حساس بوده و از نظر روابط اجتماعی، منعطف باشیم و دوستانه رفتار نماییم، باعث رنجش حضرت نخواهیم شد

اعظم گلپایگانی_ بخش مهدویت تبیان
تقوای ،انتظار،مهدی عج

سیر و سلوک برای رسیدن به ارتباط با امام عصر عجل الله تعالی فرجه نیاز به آمادگی روحی و فکری دارد؛ زیرا قرارگرفتن در این حالت روحانی است که انسان خود را به امام نزدیک میبیند. همین‌طور تقوا، تزکیه و شنیدن صدای عالم ربانی، از جمله راه‌های ارتباط با حضرت است؛ زیرا دل با شنیدن سخنان بزرگان همان کسانی که برای بزرگ شدن و رشد عقلی ما می‌کوشند، زنده می‌شود.

رعایت تقوا و ورع، توجه به واجبات و پرهیز از محرمات

اولین و پایه‌ای‌ترین شرط سازندگی خود، عمل به واجبات دین و اهتمام داشتن نسبت به انجام آن‌هاست. مؤمن منتظر نمی‌تواند ببیند که واجبی از او فوت می‌شود و می داند که محبوبترین کارها نزد خداوند، عمل به فرائض است. امام صادق علیه السّلام فرمودند: «قال اللهُ تبارَکَ وتعالی: ما تَحَبَّبَ الَیَّ عبدی باحبَّ مما افتَرَضتُ» خداوند فرمود: بنده ی من به وسیله چیزی محبوبتر از انجام واجبات به من اظهار دوستی نکرده است.(اصول كافی،ج2،ص82) البته مقید شدن به انجام واجبات سختی دارد و مطابق طبع حیوانی و راحت طلب نفس انسان نیست، ولی منتظر واقعی بر این امر، صبرپیشه می‌کند و خود را بر خلاف امیال نفسانی به انجام آن، مقید می‌سازد.

اولین و پایه‌ای‌ترین شرط سازندگی خود، عمل به واجبات دین و اهتمام داشتن نسبت به انجام آن‌هاست. مؤمن منتظر نمی‌تواند ببیند که واجبی از او فوت می‌شود و میداند که محبوبترین کارها نزد خداوند، عمل به فرائض است.

ورع کمالی است در انسان که زمینه ی پرهیز و حتّی فرار از گناهان را در او فراهم می‌کند، به طوری که از نزدیک شدن به آن وحشت دارد و از ترس اینکه مبادا به حرام بیفتد، به حد و مرز آن، نزدیک هم نمی‌شود. اگر تقوا و ورع نباشد، هیچ امیدی به اعمال خوب آدمی نیست؛ چون همه‌ی آنها در معرض تباهی و از دست رفتن است. برای اینکه بتوانیم به امام زمان خود نزدیک شویم، باید دلها را آماده کرده و دریچه ی دل را به سویی ببریم که پاکی‌ها و صداقت ملکه‌ مان شود.

شناخت امام عصر در روابط اجتماعی

اینکه آیا رفتار ما منطبق بر سبک زندگی مهدوی است یا خیر را باید در نوع روابط اجتماعی خود با دیگران ببینیم. وقتی که درحال تعامل اجتماعی هستیم، گفت و شنود ما، باید طوری باشد که دل‌ها را به هم گره بزند. بعضی‌ها دل دوستان و فامیل خود را می‌شکنند و آن‌ها را از موقعیتی که دارند، خارج می‌نمایند، مسلمین را به جان هم میاندازند و باعث ایجاد جدایی در جامعه می‌شوند. وقتی رابطه‌ی بین خانواده ها، زیاد شود و بین آنها دوستی به وجود آوریم و این ارتباطات، بر پایه‌ی صداقت و صلح و راستی باشد. رسیدگی به مشکلات جامعه، نیاز به تلاش و کوشش فراوان همه دارد تا رفاه و آسایش برقرار شود؛ یعنی اقشار مختلف مردم برای برپایی نظم و ثبات در جامعه، تلاش کنند. وقتی مردم نگاه مثبت و برداشت‌های درستی از یکدیگر داشته باشند، دوستی‌ها تقویت می‌شود.

آن ‌وقت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) از ما خوشحال خواهند شد؛ به همین دلیل، همدیگر را در مجالس و محافلی که دعوت می‌شویم تحویل بگیریم و سعی کنیم دل دیگران را نشکنیم و محبت را در دل جامعه گسترش دهیم و انس و الفت را در بین مردم، زیاد کنیم. زیرا امام عصر در جامعه حضور دارد و نیات و اعمال ما را می‌بیند؛ پس بیاییم حضور حضرت را در زندگی پررنگ تر جلوه بدهیم. او را در لحظه لحظه زندگی خود، جاری و ساری ببینیم و طوری رفتار نماییم که حضرت از ما آزرده نشوند. حقوق والدین را به آنان پرداخته و احترامشان بگذاریم. به آنها سر زده و در کوچه و بازار به همدیگر سلام کنیم. بین کسبه و بازاریان خوش برخورد بوده و کلامی نافذ داشته باشیم و دست هم نوعمان را به گرمی بفشاریم. زیرا حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه یاوری بی چون و چرا و مطیع را برای خود برمی‌گزینند و ما با نیروی تقوا و خودسازی می‌توانیم این سمت را بیابیم. یعنی اگر بخواهیم آن گونه که حضرت می‌خواهند باشیم (یک مؤمن واقعی) باید از امیال خود، برای اطاعت محض ایشان، بگذریم. اگر بخواهیم راههای خودسازی، برپایه‌ی نظم و انضباط رفتاری باشد، باید بر پایه‌ی اعتقادات واخلاق حسنه، به آن دسترسی پیدا کرد. 

اینکه آیا رفتار ما منطبق بر سبک زندگی مهدوی است یا خیر را باید در نوع روابط اجتماعی خود با دیگران ببینیم. وقتی که درحال تعامل اجتماعی هستیم، گفت و شنود ما، باید طوری باشد که دل‌ها را به هم گره بزند

گرفتاری امام علیه السلام به سبب گرفتاری‌های شیعیان

بعد وسیعی از ناراحتی‌ها و رنج‌های امام علیهالسّلام مربوط به گرفتاری‌های شیعیان ایشان می‌شود؛ به خاطر همین عدم همدلی و عدم خوش‌رفتاری ما با یکدیگر است؛ امام درست مانند یک پدر دلسوز و مهربان که در گرفتاری  فرزند خویش، گرفتار می‌شوند، هستند؛ هیچ پدر و مادری علاقه¬مند به فرزندشان، وقتی ناراحتی و مشکلات او را می‌بینند، نمی‌توانند نسبت به آنها بیتفاوت باشند؛ بلکه هرقدر، فهم و درایت آنها بیشتر از فرزندشان باشد، مسائل و مشکلات او را بهتر و عمیقتر درک می‌کنند و به همین دلیل، بیش از خود او، نگران وضعیت او می‌شوند. در وادی محبت، قاعده‌ای وجود دارد که به وسیله¬ی آن میتوان شدت و ضعف محبت را محک زد. آن قاعده این است که هر قدر محبت کسی در قلب انسان بیشتر و شدیدتر باشد او خودش را بیشتر فراموش می کند و در عوض محبوبش در قلبش جای بیشتری پیدا می‌کند.

 

خلاصه سخن: رعایت تقوا و همدلی، باعث نزدیکی ما به حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف خواهد شد؛ وقتی ما در نیات و اعمال خود حساس بوده و از نظر روابط اجتماعی، منعطف و همدل باشیم باعث رنجش حضرت نشده و ایشان را خوشحال خواهیم کرد؛ زیرا امام از روابط نادرست اجتماعی شیعیان در دوران غیبت ناراحت بوده و نگران هستند.
  07:40 ب.ظ  سه شنبه 8 فروردین 1396  رحمان نجفی
حکمت غیبت امام مهدی(ع)

نویسنده: علی اکبر جهانی




 
در واقع باید بگوییم که از حکمت غیبت طولانی صاحب الامر (علیه السلام) هیچ کس جز علاّم الغیوب خبری ندارد. اما اگر به شرایط سیاسی دوران عباسی نظری بیفکنیم خواهیم دید حکمت پوشیده و پنهان ماندن حضرت، از ناحیه دشمنانی است که شبانه روز دقیقه شماری می کردند تا اطلاعی از آن بزرگوار به دست آورند و او را نابود گردانند. این امر از عبارات بسیار ائمه معصومین (علیه السلام) و بویژه از کلمات صریح امام عسکری (علیه السلام) روشن می شود که در فصول گذشته به ذکر آنها پرداختیم.
شیخ طوسی (ره) در کتاب غیبت در جاهای چندی اشاره می کند که به تحقیق، غیبت ولی عصر (علیه السلام) این است که حضرت ایمن بر جان خویش نبوده و نیست. چرا که ظالمین در صدد هستند تا او را به چنگ آورده، به قتل برسانند یا او را از تصرف در وظایفی که از ناحیه امامت به او سپرده شده باز دارند. حال که چنین است و میان حضرت و مراد و مقصودش فاصله است (و او به مراد و مقصودش نمی رسد بلکه کشته می شود) قیام به امر امامت بایستگی و وجوب خود را از دست می دهد.(1)
مرحوم شیخ(ره) در باب علت غیبت حضرت یازده روایت ذکر کرده است که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم.
عن زراره قال سمعت ابا جعفر (علیه السلام) یقول: ان للقائم غیبه قبل ان یقوم، قلت:و لم؟ قال یخاف، و اومأ بیده الی بطنه.(2)
زراره می گوید از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می گفت: برای حضرت قائم (علیه السلام) غیبتی است پیش از اینکه قیام کند، من از حضرت پرسیدم دلیل این امر چیست؟
فرمودند: او می ترسد و با دستش به بطن خویش اشاره نمود. یعنی اگر در بین مردم ظاهر شود او را خواهند کشت.
و عن زراره قال: قال ابوعبدالله (علیه السلام): یا زراره لابد للقائم من غیبه قلت: و لم؟ قال: یخاف علی نفسه، و أومأ بیده الی بطنه (3)
و باز زراره از قول امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که حضرتش فرمود: ای زراره، حضرت قائم (علیه السلام) ناگزیر از غیبت است و من پرسیدم علت این امر چیست. حضرت فرمودند: او بر جان خویش می ترسد. و با دست خویش اشاره به شکم خود نمود.
و عن عبدالله بن الفضل الهاشمی قال سمعت الصادق جعفر بن محمد (علیه السلام) یقول: ان لصاحب هذا الامر غیبه لابد منها، یرتاب فیه کل مبطل، فقلت: و لم جعلت فداک؟ قال لامرلم یؤذن لنافی کشفه لکم، قلت: فما وجه الحکمه فی غیبته؟
قال (علیه السلام) وجه الحکمه فی غیبته وجه الحکمه فی غیبات من تقدمه من حجج الله تعالی ذکره، ان وجه الحکمه فی ذلک لا ینکشف الا بعد ظهوره، کما لا ینکشف وجه الحکمه فیما اتاه الخضر (علیه السلام) من خرق السفینه و قتل الغلام و اقامه الجدار لموسی (علیه السلام) الی وقت افتراقهما.
یابن الفضل: ان هذا الامر امر من امر الله تعالی و سرّ من سرّ الله و غیبه من غیبه الله، متی علمنا انه عزوجل حکیم، صدقنا بان افعاله کلها حکمه و ان کان وجهها غیر منکشف (4)
عبدالله بن فضل می گوید از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: بدرستی برای صاحب الامر (علیه السلام) غیبتی است که او را چاره ای از آن نیست که در امر غیبت هر اهلی باطلی شک می کند.
پرسیدم: دلیل این امر چیست؟
فرمودند: علتش امری است که ما اجازه بیان و کشفش را نداریم.
آنگاه پرسیدم: غیبت حضرت حجت (علیه السلام) چه حکمتی دارد؟
فرمودند: وجه حکمت در غیبت او چون وجه حکمت در غیبتهای حجتهای دیگر خداست، براستی که حکمت غیبت حضرت روشن نمی شود مگر بعد از ظهورش. همان گونه که وجه حکمت اعمال حضرت خضر در شکستن کشتی و کشتن پسر بچه و ساختن دیوار، برای حضرت موسی (علیه السلام) روشن نگردید مگر زمانی که آنها خواستند از یکدیگر جدا شوند.
ای ابن فضل: محققاً این امر، از امور الهی و سرّی است از اسرار الهی و غیبی است از غیوب الهی، و وقتی که ما بدانیم و یقین داشته باشیم که خداوند عزوجل حکیم است باید تصدیق کنیم که همه افعالش دارای حکمت است، گرچه وجه و سرّ این افعال بر ما روشن و منکشف نباشد.
از روایات فوق چنین برگرفته می شود که مهمترین حکمت غیبت حضرت ولی امر، از ناحیه دشمنان حضرت است. دشمنانی که مترصد فرصتی بودند تا در کمینگاهی او را به چنگ آورند و او را از پای درآورند. این عامل مهمی است که مسئله مستور ماندن و غیبت حضرت را ایجاد کرده است. ولی همان گونه که در آغاز این بحث اشاره کردیم غیبت حضرت خود از امور غیبی از اسرار الهی است و این سخن امام صادق (علیه السلام) به ابن فضل است و البته باید توجه داشت که هر فعلی از افعال خدا را حکمت و مصلحتی است که او علیم و خبیر به آن است و اگر کسی چنین باوری نداشته باشد و این ایمان و باور را در جان خویش رسوخ نداده، به تقویتش نپردازد بسیاری از افعال و کردارهای خداوند او را به شک و ریب وا می دارد و کم کم از راه حق منحرف می شود. همان گونه که امام (علیه السلام) به ابن فضل اشاره فرمودند که در این غیبت طولانی اهل باطل و کسانی که به انحراف و کجروی گرایش دارند دچار شک و تردید می شوند و به ضلالت کشانده می شوند، پس تو باید مراقب کردار خویش باشی تا در زمره آنها قرار نگیری.

پی نوشت ها :

1. الغیبه، ص 61.
2 و 3. کمال الدین، ج2، ص 481.
4. همان.

منبع: جهانی، علی اکبر، (1384)، زتدگی امام حسن عسکری(ع)، تهران، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، شرکت چاپ و نشر بین الملل

  04:07 ب.ظ  سه شنبه 2 آذر 1395  رحمان نجفی
وقتی مدعیان دروغین مهدویت رسوا می شوند

وقتی مدعیان دروغین مهدویت رسوا می شوند

 

مهدویت

در مقاله قبل دو دلیل از ادله اثبات مقام امامت، را بازگو کردیم. در این مقال ما در پی بیان کردن دیگر ادله برآمدیم، تا إنشاالله کوته نظران و جاهلان را نسبت به مقام امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) آگاه نماییم.


 

حقیقتی مانند روز روشن

محمد ابن عثمان عمری گفت: از پدرم شنیدم که از امام حسن عسگری(علیه السلام) سۆالی شد و من هم نزد ایشان بودم، سۆال درباره روایتی بود که از پدران امام حسن عسگری(علیه السلام) نقل شده است:

«هر آینه زمین تا روز قیامت از حجت خدا خالی نمی باشد و هر کس بمیرد در حالی که امام زمان خودش را نشناخته باشد، مرگ او همانند مرگ افراد زمان جاهلیت است.»

امام فرمود: این مطلب مانند روز، حقیقت و روشن است.

سۆال شد: ای فرزند رسول خدا! امام و حجت پس از شما کیست؟

فرمود: فرزندم محمد(علیه السلام)، او امام و حجت بعد از من است، و هر کس بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. آگاه باشید او غیبتی دارد، که نادانان در آن دچار سرگردانی شوند و باطل جویان در آن هلاک گردند و کسانی که برای ظهورش وقت معین نمایند، دروغ می گویند. او سپس ظهور می کند و گویا پرچم های سفیدی که بالای سر او در نجف(پشت کوفه) تکان می خورند، را می بیند.(1)

 

غیبتی طولانی تر از دیگری

 

ابابصیر گفت: به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم: امام باقر(علیه السلام) می فرمود: «حضرت قائم(علیه السلام) دو غیبت دارد، که یکی از آنها از دیگری طولانی تر است.» امام صادق(علیه السلام) فرمود: بله، اینگونه است و این صورت نمی گیرد؛ مگر پس از ظهور سفیانی و شدت بلا بر مردم و قتل و کشتاری که مردم از آن، پناه به حرم خدا و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می برند.(2)

هیچ کس ندیده که آنها زمین را پر از عدل و داد کنند، چنانکه از ستم و ظلم پر شده باشد. بله، فقط حضرت مهدی(عجل الله فرجه) است که بهترین حکومت ها را خواهد داشت و همه در رفاه و آسایش به سر می برند. و زمین را پر از عدل و داد و مساوات می نماید

نشانه هایی که هنوز به وقوع نپیوسته

امام صادق(علیه السلام) فرمود: پنج چیز قبل از قیام قائم است، یمانی، سفیانی، ندای آسمانی، فرو رفتن در سرزمین بیداء و کشته شدن نفس زکیه.

در جایی دیگر امام باقر(علیه السلام) فرمودند: دو نشانه قبل از ظهور است، گرفتن ماه پنج بار و گرفتن خورشید پانزده بار، که از زمان پایین آمدن حضرت آدم(علیه السلام) به زمین چنین اتفاقی نیفتاده است. آن هنگام حساب منجمین بهم می ریزد. نعمانی روایاتی نقل کرده است که در برخی از آن روایات آمده است که، گرفتن ماه و خورشید در ماه مبارک رمضان اتفاق می افتد.(3)

با توجه به این نشانه ها و علائمی که در اکثر روایات وارده از اهل بیت(علیهم السلام) و در کتب معروف شیعه و سنی نیز آمده است، آیا تا به حال ظهور منجی عالم بشریت با این اوصاف اتفاق افتاده است که این جاهلان ادعای آن را نموده اند؟!

آخرالزمان

مدعیانی که در دام مرگ افتادند

همه این افرادی که ادعای مهدویت کرده اند، نیز از دنیا رفته اند مانند: «علی محمد»، فرزند «میرزا رضای بزاز» در شیراز، بیش از صد و شصت سال پیش، ظاهر شد و به سن 25 سالگی ادعای بابیت امام عصر (عجل الله فرجه) نمود و اینكه بنده ای از بندگان و نماینده ای از نمایندگان آن حضرت است. وی بعدها كه زمینه را مناسب یافت، در گوشه و كنار آثارش، ادعایی دیگر نمود و مقام خویش را به «مهدویت»، «رسالت» و حتی سرانجام «الوهیت» بالا برد.

چهره هایی چون مهدی سودانی، «میرزا حسینعلی نوری» و فرزندش «عباس افندی» و نوه دختری عباس افندی، با نام «شوقی افندی» و... نیز همانند علی محمد باب، ادعای مهدویت و امامت داشته اند.(4)

هیچ یک از ایشان در آخرالزمان به سر نبرده اند، درحالی که فرا رسیدن آخرالزمان، شرط ظهور حضرت مهدی(عجل الله فرجه) است.

 

آیا اکنون آخرالزمان است

یکی از شروط ظهور حضرت مهدی(عجل الله فرجه) فرا رسیدن آخرالزمان است، حال آنکه هنوز این امر محقق نشده اند و آن افراد نیز از دنیا رفته اند. و طبق فرموده معصومین(علیهم السلام) در آخرالزمان و در نزدیکی قیامت که بدترین زمانهاست، زنان برهنه و عریان و آرایش کرده که از دین خارج شده اند و در فتنه ها داخل شده اند، مایل به شهوات هستند و به سوی لذت ها می روند و حرام ها را حلال می شمرند، در جهنم جاویدانند.(5)

امام باقر(علیه السلام) فرمودند: مهدی(عجل الله فرجه) قیام نمی کند، تا اینکه تاریکی و ظلمت بالا بگیرد.(6)

فرزندم محمد(علیه السلام)، او امام و حجت بعد از من است، و هر کس بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. آگاه باشید او غیبتی دارد، که نادانان در آن دچار سرگردانی شوند و باطل جویان در آن هلاک گردند و کسانی که برای ظهورش وقت معین نمایند، دروغ می گویند

مأموریت عظیم جهانی

هیچ کس ندیده که آنها زمین را پر از عدل و داد کنند، چنانکه از ستم و ظلم پر شده باشد. بله، فقط حضرت مهدی(عجل الله فرجه) است که بهترین حکومت ها را خواهد داشت و همه در رفاه و آسایش به سر می برند. و زمین را پر از عدل و داد و مساوات می نماید. امنیت را به ارمغان می آورد، به گونه ای که زن ها بدون مردهایشان با زیورآلات فراوان به سفر می روند.

امام حسین(علیه السلام) فرمودند: اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد، خدا آنقدر آن روز را طولانی خواهد کرد که مردی از فرزندان من ظهور کند و زمین را از عدل و داد پر نماید، همانگونه که از ظلم و ستم پر شده است.(7)

 

مدعیان پوچ، مریدان پوچ

با توجه به مطالب فوق ما در می یابیم که ادعای این جاهلان بر مهدویت، ادعایی پوچ و تهی است و مریدان این افراد، مردمان جاهل و کوته نظر می باشند. منجی عالم بشریت یکی است و آن هم باقیمانده شجره نبوت است و او خواهد آمد.

 

 

پی نوشت:

1.       تلخیص و ترجمه منتخب الأثر، لطیف راشدی و سعید راشدی، صفحه85.

2.       همان،‌ صفحه95.

3.       همان،‌ صفحه186و 187.

4.       حوزه های علمیه و مبارزه با انحرافات، کوچک زاده، صفحه85.

5.       تلخیص و ترجمه منتخب الأثر، لطیف راشدی و سعید راشدی، صفحه177.

6.       همان،‌ صفحه183.

7.       همان، صفحه 94.

 


  05:16 ب.ظ  پنجشنبه 14 اسفند 1393  رحمان نجفی
شیعه در لابلای تاریخ غبارآلود غیبت

شیعه در لابلای تاریخ غبارآلود غیبت

دوران غیبت

سۆالی که ممکن است پیش بیاید این است که مردم در عصر حضور معصومان (علیهم السلام) تا چه حد با موضوعی تحت عنوان "غیبت" قائم آل محمد (علیه السلام) آشنا بودند؟


از آن جا که سابقه نگارش مصنفات و کتب درباره غیبت امام مهدی (علیه السلام)، به سال‌ها پیش از غیبت امام مهدی (علیه السلام) برمی‌گردد، به نظر می رسد که شیعیان در عصر حضور به خوبی از مسئله غیبت آگاه بوده اند. از جمله این تالیفات در واقع همان کتبی است که تحت عنوان «اصول» نزد پیروان آل محمد(علیهم السلام)، از حدود دویست سال پیش از غیبت، به تدریج تدوین شده و محفوظ مانده است. این کتب در دوره‌های بعد نیز توسط عالمان و دانشمندان شیعی، جهت نگارش مصنفاتی درباره غیبت به کار گرفته شد.

 

سیری در تاریخ پر فراز و نشیب غیبت

بر اساس کتب حدیثی مدون، معصومان (علیهم السلام، در زمان حیاتشان روایات متعددی در مورد قائم آل محمد (عج) و غیبت ایشان مطرح کرده اند. اصحاب ایشان نیز از این موضوع خطیر غفلت نورزیدند و در بسیاری از کتب و مصنفات خود آن‌ها را ذکر کردند. به این ترتیب به نظر می رسد که شیعیانی که تحت تربیت ائمه (علیهم السلام) قرار داشته اند و از احادیث صادره از جانب ایشان بهره برده اند، با مسئله غیبت آشنا بوده اند ولی این که آیا این آگاهی فراگیر بوده است و یا فقط اصحاب خاص از آن اطلاع داشته اند جای بررسی دارد.

بر این اساس درجه آشنایی مردم با مباحث غیبت قائم آل محمد (علیه السلام) در ادوار مختلف حضور معصومین (علیهم السلام) با توجه به احادیث وارده از ایشان در موضوع غیبت و بررسی دلالی و سندی روایات، در ذیل مطرح می شود:

1.   خراش های ذهنی رمزگونه:

بیان مسئله غیبت به صورت اجمالی، اشارات کلی و بسیار کلی بوده است، اگر در محفلی هم گفته شده اعضای آن از خواص و معتمدان اهل بیت (علیهم السلام) بوده اند. بدیهی است که از اشارات رمزگونه تصوری درست برای مخاطبان حاصل نمی شود. بیان اجمالی در سده اول هجری تنها به جهت آشنایی و ایجاد خراش های ذهنی در اذهان بزرگان شیعه بوده است.

عموم شیعه از این رخداد آگاه نبودند، چه این که اساسا لزوم غیبت نیز برای شیعیان تا پیش از شهادت امام رضا (علیه السلام) قابل درک نبود. آموزه های اهل بیت (علیهم السلام) هم در آن موضوع ویژه شیعیان خاص بود، چه این که غیبت یکی از اسرار آل محمد (علیهم السلام) تلقی می شد.

2.   اسرار درون گروهی شیعه:

با توجه به حوادث سیاسی، نا آرامی ها و... انتظار قیام قائم آل محمد (علیه السلام) در میان شیعیان شکل گرفت. صادقین (علیهما السلام) از فرصت پیش آمده برای معرفی قائم (علیه السلام) خوب استفاده کردند. در لابه لای معرفی مهدی(علیه السلام) به پیش آمدهای قبل و بعد از قیام نیز پرداخته شد و از آن جمله غیبت و زوایای آن است. اگرچه روایات متعدد این دو امام نشان از شیوع مسئله غیبت دارد، اما هم چنان به صورت یک سرّ درون گروهی است که نباید فاش شود.

از شیوه تعامل راویان این دوره می توان دریافت که نگاه آنان از یک تصور اجمالی از غیبت فراتر رفته ولی هنوز تا درک تفصیلی آن فاصله دارند.

 

3.  زمینه سازی تدریجی:

با زندانی شدن امام کاظم(علیه السلام) و در دسترس نبودن ایشان می رفت که شیعه به تدریج با غیبت آشنا شود و نه تنها دانشمندان عصر امام کاظم و امام رضا (علیهما السلام) با مسئله غیبت آشنا بودند، عموم شیعیان نیز با مسئله ضرورت "غیبت قائم" آشنا شده بودند. از گزارش ها چنین بر می آید که امام رضا(علیه السلام) حتی در جلسات عمومی _ که حتما جاسوسان هم حضور داشتند_ در خراسان از مهدی (علیه السلام)، قیام و غیبت ایشان سخن به میان آورده اند.

 

 

 

4.  نهادینه شدن فرهنگ غیبت:

بخش قابل توجهی از جامعه شیعه به خوبی با مسئله غیبت آشنا شده بودند. روایات این دوره شیعه را برای غیبت آماده می کند و آن را امری قریب الوقوع می خواند. بیانات متعدد امام هادی (علیه السلام) کاملا مبین آن است که غیبتی در راه است و آن حضرت در برهه های مختلف از غیبت جانشین جانشینش سخن می گوید.

در دوران امام عسکری(علیه السلام) شیعیان فهیم خود به این نتیجه رسیده بودند که امام نباید در ملا و منظر عموم باشد، چه این که ائمه ی متاخر (علیهم السلام) همگی در سنین جوانی به شهادت رسیده اند و از سوی دیگر شیعه آموخته است که می تواند بدون حضور ظاهری امام، آموزه های دینی اش را از وکیلان و عالمان دینی بیاموزد.

شیعیانی که تحت تربیت ائمه (علیهم السلام) قرار داشته اند و از احادیث صادره از جانب ایشان بهره برده اند، با مسئله غیبت آشنا بوده اند ولی این که آیا این آگاهی فراگیر بوده است و یا فقط اصحاب خاص از آن اطلاع داشته اند جای بررسی دارد

جامعه تزلزل ناپذیر شیعی

بنابراین با توجه به آماده سازی های ائمه (علیهم السلام) پس از شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام) و وقوع غیبت، جامعه شیعه بدون هیچ تزلزل جدی و انشعابات متعدد، به خوبی غیبت را پذیرفت. چند انشعاب پیش آمده در این دوران طرفدارانی اندک به خود دیده و عمری کوتاه داشته اند.

بنابراین در پاسخ به سۆال مقاله باید گفت که عموم شیعه از این رخداد آگاه نبودند، چه این که اساسا لزوم غیبت نیز برای شیعیان تا پیش از شهادت امام رضا (علیه السلام) قابل درک نبود. آموزه های اهل بیت (علیهم السلام) هم در آن موضوع ویژه شیعیان خاص بود، چه این که غیبت یکی از اسرار آل محمد (علیهم السلام) تلقی می شد.

فهم غیبت حتی برای خواص شیعه نیز در عصر امام محمد باقر(علیه السلام) مشکل می نمود ولی به تدریج شیعیان توسط امامان متاخر هر چه بیشتر برای غیبت قائم آل محمد (علیه السلام) آماده شدند.

زهره رجب زاده   

بخش مهدویت تبیان


منابع:

مهدی غلامعلی، در آمدی بر غیبت نگاری، فصلنامه حدیث اندیشه.

مهدی غلامعلی، بن مایه های غیبت امام عصر در روایات، مجله علوم حدیث.


  05:15 ب.ظ  یکشنبه 26 بهمن 1393  رحمان نجفی

 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic