photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
لهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ
یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ
خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شدو زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد
آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد
مرا کفایت کنید الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت همین ساعت هم اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و آل پاکیزه اش
پیغام امام زمان(عج) به آیة الله بهاء الدینی(ره)!

پیغام امام زمان(عج) به آیة الله بهاء الدینی(ره)!

فرج

یکی از دعاهای آشنا و معروف دعای «اللهم کن لولیک ......» است که به دعای فرج معروف شده است ولی در واقع دعای سلامتی امام زمان(علیه السلام) است. نام "دعای فرج" درباره دعاهای دیگری صدق می کند که دعای «الهی عظم البلاء......» از آن جمله است. دعای سلامتی در اعمال شب بیست و سوم ماه رمضان وارد شده است و درباره تکرار این دعا در شب بیست و سوم و خواندن آن در همه شب های ماه مبارک و هر زمان دیگری سفارش شده است.


حضرت پیغام دادند

 

درباره آیة الله بهاءالدینی نوشته اند که ایشان در قنوت نمازهایشان، دعاهای مرسوم را می خواندند، تا این که نوع دعا، کلمات و عبارات ایشان تغییر کرد و هرگاه دست های خود را مقابل صورت می گرفتند، برای حضرت مهدی (علیه السلام) این گونه دعا می کردند: «اللهم کن لولیک ......». در فرصت مناسبی علت تغییر دعا را از ایشان پرسیدند. معظم له در یک جمله کوتاه فرمودند: «حضرت پیغام دادند که در قنوت به من دعا کنید».[1]

 

آثار و برکات

 

این دعا نوعی ابراز محبت به امام زمان(علیه السلام) است. از فوائد خواندن این دعا دفع بلا از حضرت و نزول برکات و عنایات الهی بر ایشان و همچنین تعجیل در فرجشان است. امامان(علیهم السلام) گاهی از یک فرد عادی می خواستند که در زیارت بر سلامتی ایشان دعا کنند[2]. حضرت علی(علیه السلام) می فرمودند که دعای هیچ فردی را کوچک نشمارید. حتی اگر دعای یک یهودی باشد.[3]

همچنین این دعا برای دعا کننده آثار و برکات فراوانی دارد که مهمترین آن افزایش محبت و معرفت به آن جناب و عنایت ویژه حضرت مهدی(علیه السلام) به اوست. ایشان همچنین در حق دعا کننده دعا می فرماید. در ادامه بخش هایی کوتاه از شرح فرازهای دعا را مرور می کنیم.[4]

اللهم

 

معنای شروع کار با نام خدا این نیست که خصوص لفظ «بسم الله» ذکر شود. بلکه هر چه سبب یاد خدا شود کافی است. لفظ «اللهم» نیز برای نام و یاد خدا کفایت می کند. برخی از ادعیه نیز به جای لفظ «بسم الله» با تحمید و تسبیح و تکبیر پروردگار شروع می شود ولی این مطلب دلالت ندارد که ما در خواندن این ادعیه نمی توانیم با «بسم الله» شروع کنیم بلکه می توانیم «بسم الله» را به قصد رجاء و ثواب بگوییم.

اگرچه این خاندان نسبت به ما محتاج نیستند، ولی به ذات اقدس الله نیازمندند و باید دائما فیض الهی بر ایشان نازل شود. صلوات در واقع ادب ما را می رساند و الا ما که از خودمان چیزی نداریم، بلکه از خداوند مسئلت می کنیم که بر مراتب و درجات این بزرگواران بیفزاید و همین عرض ادب برای ما تقرب است

کُن لولیّک

 

کلمه "کن" به معنای (باش) و بیانگر درخواست های ما از خداوند متعال است. در این دعا از خداوند متعال می خواهیم که برای اماممان ولی، حافظ، قائد و ناصر و .... باشد. و به این ترتیب انواع خیرات و برکات را برای حضرت حجت می خواهیم. یکی از حکمت های این درخواست این است که این برکات شامل حال ما نیز می شود. لقب «ولی الله» از القابی است که درباره امام عصر(علیه السلام) وارد شده است. در روایت آمده است که وقتی 313 نفر از یاران حضرت گرداگرد ایشان جمع می شوند. ندا می رسد که: ای ولی الله! برخیز و دشمنان خدا را بکش.[5]

الحجّة بن الحسن

 

یکی از القاب مشهور حضرت مهدی(علیه السلام) "حجت" و "حجت الله" است. البته همه ائمه(علیهم السلام) در این لقب شریکند ولی هر جا این لفظ بی قرینه ذکر شود منظور امام دوازدهم است. از امام هادی (علیه السلام) پرسیدند که اگر نام بردن از جانشین امام حسن عسگری(علیه السلام) جایز(حلال) نیست، پس چگونه از ایشان یاد کنیم: امام هادی(علیه السلام) پاسخ دادند: بگویید حجت آل محمد(علیهم السلام).

همچنین رسیده است که نقش انگشتری حضرت «انا حجة الله» است و یا «انا حجة الله و خالصته».[6]

صلواتک علیه و علی آبائه

 

اگرچه این خاندان نسبت به ما محتاج نیستند، ولی به ذات اقدس الله نیازمندند و باید دائما فیض الهی بر ایشان نازل شود. صلوات در واقع ادب ما را می رساند و الا ما که از خودمان چیزی نداریم، بلکه از خداوند مسئلت می کنیم که بر مراتب و درجات این بزرگواران بیفزاید و همین عرض ادب برای ما تقرب است. [7]

فی هذه الساعة و فی کل ساعة

 

«فی هذه الساعة» در این دعا به شب قدر اشاره دارد ولی عبارت «فی کل ساعة» بیانگر وظیفه همیشگی منتظر یعنی توجه و دعای همیشگی برای امام زمان (علیه السلام) و نشانگر همت والای دعا کننده است.

ولیّاً

 

دعا کننده از خداوند متعال می خواهد که ولیّ امام عصر (علیه السلام) باشد. زیرا اگر او ولایت و سرپرستی کسی را عهده دار شود، از همه بهتر و بالاتر است و او را کفایت می کند. نگاهی اجمالی به مفهوم کلماتی که در ادامه آمده است: حافظا، قائدا، ناصرا، دلیلا، عینا. نشان می دهد که پر بارترین و جامع ترین آن ها واژه "ولیّ" است. به نظر می رسد که حکمت تقدم این لفظ جامعیت آن باشد.

حافظاً

 

پروردگار متعال همیشه برای حفظ اولیای خود، از وسایل و اسبابی استفاده کرده است. به آتش فرمان داده که بر ابراهیم گلستان شود. به رود خروشان دستور داده که صندوق حامل موسی را به کاخ فرعون برساند. حضرت عیسی را به آسمان برده و برای حفظ جان اشرف مخلوقاتش به عنکبوت دستور تنیدن تار و به کبوتر فرمان لانه سازی بر دهانه غار داده است.

ولی باید توجه داشت که حفاظت الهی همیشه به صورت معجزه نیست. بلکه گاهی هم عوامل طبیعی، ابزار و زمینه حفاظت هستند. آن گونه که در حفاظت از اصحاب کهف نتابیدن مستقیم خورشید و وجود نسیم و وسعت مکان غار، از عوامل طبیعی برای سلامت اصحاب کهف بود.[8]

فرج

اگرچه خداوند متعال برای حفظ ولیّ اش قدرت دارد اما تمام انسان ها در تمام دوران ها وظیفه دارند که برای حفظ ولیّ زمان خود جان فشانی کنند. کامل ترین و بارزترین نمونه این جان فشانی ایثار امیرالمومنین(علیه السلام) در لیلة المبیت بود.

بنابراین همان راه هایی که برای حفظ و سلامتی انبیا و اولیای پیشین وجود داشته در مورد آخرین حجت الهی نیز وجود دارد، ولی همه ما نیز موظف به تلاش برای حفظ ایشان در برابر همه آسیب ها هستیم. دعا برای ایشان یکی از راه های انجام این وظیفه است.

قائداً و ناصراً

 

کسی که جلوی کاروان حرکت می کند و کاروان را به پیش می برد قائد است. دعا کننده در این فراز از خداوند می خواهد که در همه حال راهبر و رهبر امام زمان(علیه السلام) باشد و همان گونه که همه اولیای خود را در طول تاریخ به شیوه های مختلف یاری داده است. حضرت حجت(علیه السلام) را نیز یاری دهد.

دلیلاً و عیناً

 

ما از خداوند می خواهیم که خودش دلیل و راهنمای امام باشد تا زمینه های ظهور او فراهم شود. در حقیقت روح این دعا _ که درخواست سلامتی برای امام زمان (علیه السلام) است_ در قالب الفاظ مختلفی بیان می شود. واژه "عین" هم هر چند معانی مختلفی دارد در این دعا به معنای نگهبان و ناظر آمده است.

حتّی تسکنه أرضک طوعاً

 

دعا کننده از خداوند می خواهد که عمر توام با سلامتی امام عصر(علیه السلام) تا آن جا طولانی شود که روزگار ظهور و سکونت آن حضرت بر زمین در حال اطاعت مردم فرا رسد و پس از آن که مردم از اطاعتش سر باز می زدند، با میل و رغبت به اطاعتش در آیند. این عبارت از دعا می رساند که دعا کننده سلامتی حضرت را در تمام لحظات غیبت و ظهور می طلبد.

واژه "حتی" هر چند غایت کلام را نشان می دهد اما داخل در بخش ابتدایی دعا است. دعا کننده از خداوند متعال می خواهد که اهل زمین را برای آن حضرت رام و فرمان بردار قرار دهد. چنان که در تاویل این آیه شریفه: «لَهُ أَسْلَمَ مَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعًا وَ كَرْهاً[9]» آمده است:

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: هنگامی که امام مهدی(علیه السلام) قیام کند، زمینی باقی نمی ماند مگر آن که گلبانگ توحید و شهادت به رسالت پیامبر (صلوات الله علیه و آله) در آن شنیده می شود.[10]

همان راه هایی که برای حفظ و سلامتی انبیا و اولیای پیشین وجود داشته در مورد آخرین حجت الهی نیز وجود دارد، ولی همه ما نیز موظف به تلاش برای حفظ ایشان در برابر همه آسیب ها هستیم. دعا برای ایشان یکی از راه های انجام این وظیفه است

در این عصر امام مهدی(علیه السلام) بر روی زمین مستقر هستند ولی به علت اطاعت نکردن مردم از ایشان، در محل های مختلفی به سر می برند. از آن جا که این نوع زندگی توام با آرامش و استقرار نیست، «سکونت» محسوب نمی شود و مصداق "تسکنه" نیست.

و تمتّعه فیها طویلاً

 

این فراز از دعا آرزوی طول بقا برای حکومت آن موعود جهانی است. دعا کننده بعد از درخواست ظهور، حکومت طولانی امام عصر(علیه السلام) را تقاضا می کند. با توجه به این که این دعای شریف از ناحیه امامان معصوم(علیهم السلام) صادر شده است و در طول تاریخ انسان های مومن و متقی بارها و بارها آن را زمزمه کرده اند. پروردگار متعال نیز دعای ایشان را مستجاب می کند و قطعا حکومتی که ایشان تشکیل می دهد طولانی است.

 

دعای سیاسی اجتماعی عصر غیبت

 

دعای سلامتی امام زمان(علیه السلام) یک دعای سیاسی و اجتماعی نیز می باشد. واژه ای مانند «ولیّ» و عبارت «حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا» بیانگر پیام های سیاسی و اجتماعی هستند. منتظران ایشان فراتر از دعا برای حضرت سعی می کنند با اصلاح خود و جامعه، زمینه را برای رغبت و میل عمومی به ولیّ خدا فراهم آورند.

 

 

پی نوشت:

[1] . شرح دعای سلامتی، محسن قرائتی، به کوشش حسن سلم آبادی، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(ع)، 1393

برگرفته از: آیت بصیرت، حسن شفیعی، ص 107

[2] . ر.ک: وسائل الشیعه، ج 14، ص 537

[3] . بحارالانوار، ج 90، ص 294

[4] . برای مطالعه بیشتر ر.ک: شرح دعای سلامتی ص40 تا ص 92

[5] كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص: 267

[6] . نجم الثاقب، طبرسی نوری، ص 68

[7] شرح دعای سلامتی، ص 53، برگرفته از:توصیه ها، پرسش ها، پاسخ ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ص 78.

[8] .سوره کهف، آیه 17.

[9] . سوره آل عمران، آیه 83.

[10] . تفسیر نورالثقلین، ج1، ص 362

 


  05:09 ب.ظ  جمعه 4 مهر 1393  رحمان نجفی
40 حدیث از امام زمان (عج)


إنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ أَحَد قَرابَةٌ، وَ مَنْ أنْکَرَنى فَلَیْسَ مِنّى، وَ سَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح / بین خداوند و هیچ یک از بندگانش، خویشاوندى وجود ندارد - و براى هرکس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده مى شود - هرکس مرا انکار نماید از (شیعیان و دوستان) ما نیست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (علیه السلام) خواهد بود.


1- قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) :
الَّذى یَجِبُ عَلَیْکُمْ وَ لَکُمْ أنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَةٌ وَ أئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فى أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْویلَ الْکِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.([1])
امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود که معتقد باشید بر این که ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم.
همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشیم، حلال و حرام را مى شناسیم، تأویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم.


2- قالَ (علیه السلام) : أنَا خاتَمُ الاْوْصِیاءِ، بى یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شیعَتى.([2])
فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.
3- قالَ (علیه السلام) : أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إلى رُواةِ حَدیثِنا (أحادیثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ أنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَیْکُمْ.([3])
فرمود: جهت حلّ مشکلات در حوادث - امور سیاسى، عبادى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و... - به راویان حدیث و فقهاء مراجعه کنید که آن ها در زمان غیبت خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مى باشم.

4- قالَ (علیه السلام) : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.([4])
فرمود: حقانیّت و واقعیّت با ما اهل بیت رسول الله صلّى الله علیه وآله وسلّم مى باشد و کناره گیرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا که ما دست پروره هاى نیکوى پروردگار مى باشیم; و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.

5- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْجَنَّةَ لا حَمْلَ فیها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَةَ، فَإذَا اشْتَهى مُؤْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَیرِ حَمْل وَ لا وِلادَة عَلَى الصُّورَةِ الَّتى یُریدُ کَما خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) عِبْرَةً.([5])
فرمود: همانا بهشت جایگاهى است که در آن آبستن شدن و زایمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نماید، خداوند متعال بدون جریان حمل و زایمان، فرزند دلخواهش را به او مى دهد همان طورى که حضرت آدم (علیه السلام) را آفرید.

6- قالَ (علیه السلام) : لا یُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا یَدَّعیهِ إلاّ جاحِدٌ کافِرٌ.([6])
فرمود: کسى با ما، در رابطه با مقام ولایت و امامت مشاجره و منازعه نمى کند مگر آن که ستمگر و معصیت کار باشد، همچنین کسى مدّعى ولایت و خلافت نمى شود مگر کسى که منکر و کافر باشد.

7- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إلاّ کَذّابٌ مُفْتَر، وَ لا یَدَّعیهِ غَیْرُنا إلاّ ضالٌّ غَوىٌّ.([7])
فرمود: حقیقت - در همه موارد و امور - با ما و در بین ما اهل بیت عصمت و طهارت خواهد بود و چنین سخنى را هر فردى غیر از ما بگوید دروغ گو و مفترى مى باشد; و کسى غیر از ما آن را ادّعا نمى کند مگر آن که گمراه باشد.

8- قالَ (علیه السلام) : أبَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماماً وَ لِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقاً.([8])
فرمود: همانا خداوند متعال، إباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن که به إتمام و کمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد.

9- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَمْ یَکُنْ لاِحَد مِنْ آبائى إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِه بَیْعَةٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّى أخْرُجُ حینَ أخْرُجُ وَ لا بَیْعَةَ لاِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فى عُنُقى.([9])
فرمود: همانا پدران من (ائمّه و اوصیاء علیهم السّلام)، بیعت حاکم و طاغوت زمانشان، بر ذمّه آن ها بود; ولى من در هنگامى ظهور و خروج نمایم که هیچ طاغوتى بر من منّت و بیعتى نخواهد داشت.

10- قالَ (علیه السلام) : أنَا الَّذى أخْرُجُ بِهذَا السَیْفِ فَأمْلاَالاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.([10])
فرمود: من آن کسى هستم که در آخر زمان با این شمشیر - ذوالفقار - ظهور و خروج مى کنم و زمین را پر از عدل و داد مى نمایم همان گونه که پر از ظلم و جور شده است.

11- قالَ (علیه السلام) : اِتَّقُوا اللهُ وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّوا الاْمْرَ إلَیْنا، فَعَلَیْنا الاْصْدارُ کَما کانَ مِنَّا الاْیراُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّیَ عَنْکُمْ.([11])
فرمود: از خدا بترسید و تسلیم ما باشید، و امور خود را به ما واگذار کنید، چون وظیفه ما است که شما را بى نیاز و سیراب نمائیم همان طورى که ورود شما بر چشمه معرفت به وسیله ما مى باشد; و سعى نمائید به دنبال کشف آنچه از شما پنهان شده است نباشید.

12- قالَ (علیه السلام) : أمّا أمْوالُکُمْ فَلا نَقْبَلُها إلاّ لِتُطَهِّرُوا، فَمَنْ شاءَ فَلْیَصِلْ، وَ مَنْ شاءَ فَلْیَقْطَعْ.([12])
فرمود: اموال - خمس و زکوت - شما را جهت تطهیر و تزکیه زندگى و ثروتتان مى پذیریم، پس هر که مایل بود بپردازد، و هر که مایل نبود نپردازد.

13- قالَ (علیه السلام) : إنّا نُحیطُ عِلْماً بِأنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیْىءٌ مِنْ أخْبارِکُمْ.([13])
فرمود: ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشنائیم و چیزى از شما نزد ما پنهان نیست.

14- قالَ (علیه السلام) : مَنْ کانَتْ لَهُ إلَى اللهِ حاجَةٌ فَلْیَغْتَسِلْ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّیْلِ وَ یَأْتِ مُصَلاّهُ.([14])
فرمود: هر که خواسته اى و حاجتى از پیشگاه خداوند متعال دارد بعد از نیمه شب جمعه غسل کند و جهت مناجات و راز و نیاز با خداوند، در جایگاه نمازش قرار گیرد.

15- قالَ (علیه السلام) : یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، إلاّ خَواصَّ الشّیعَةِ الَّتى تَشْبَهُ أقْوالُهُمْ أفْعالَهُمْ.([15])
فرمود: اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضى شماها براى همدیگر نبود، هرکس روى زمین بود هلاک مى گردید، مگر آن شیعیان خاصّى که گفتارشان با کردارشان یکى است.

16- قالَ (علیه السلام) : وَأمّا قَوْلُ مَنْ قالَ: إنَّ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) لَمْ یَمُتْ فَکُفْرٌ وَ تَکْذیبٌ وَ ضَلالٌ.([16])
فرمود: و امّا کسانى که معتقد باشند حسین (علیه السلام) زنده است و وفات نکرده، کفر و تکذیب و گمراهى است.

17- قالَ (علیه السلام) : مِنْ فَضْلِهِ، أنَّ الرَّجُلَ یَنْسَى التَّسْبیحَ وَ یُدیرُا السَّبْحَةَ، فَیُکْتَبُ لَهُ التَّسْبیحُ.([17])
فرمود: از فضائل تربت حضرت سیّدالشّهداء (علیه السلام) آن است که چنانچه تسبیح تربت حضرت در دست گرفته شود ثواب تسبیح و ذکر را دارد، گرچه دعائى هم خوانده نشود.

18- قالَ (علیه السلام) : فیمَنْ أفْطَرَ یَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضان مُتَعَمِّداً بِجِماع مُحَرَّم اَوْ طَعام مُحَرَّم عَلَیْهِ: إنَّ عَلَیْهِ ثَلاثُ کَفّارات.([18])
فرمود: کسى که روزه ماه رمضان را عمداً با چیز یا کار حرامى افطار - و باطل - نماید، (غیر از قضاى روزه نیز) هر سه نوع کفّاره (60 روزه، اطعام 60 مسکین، آزادى یک بنده) بر او واجب مى شود.

19- قالَ (علیه السلام) : ألا أُبَشِّرُکَ فِى الْعِطاسِ؟ قُلْتُ: بَلى، فَقالَ: هُوَ أمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أیّام.([19])
نسیم خادم گوید: در حضور حضرت عطسه کردم، فرمود: مى خواهى تو را بر فوائد عطسه بشارت دهم؟
عرض کردم: بلى.
فرمود: عطسه، انسان را تا سه روز از مرگ نجات مى بخشد.

20- قالَ (علیه السلام) : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّانى فى مَحْفِل مِنَ النّاسِ.
(وَ قالَ (علیه السلام) :) مَنْ سَمّانى فى مَجْمَع مِنَ النّاسِ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللهِ.([20])
فرمود: ملعون و مغضوب است کسى که نام اصلى مرا در جائى بیان کند.
و نیز فرمود: هر که نام اصلى مرا در جمع مردم بر زبان آورد، بر او لعنت و غضب خداوند مى باشد.

21- قالَ (علیه السلام): یَعْمَلُ کُلُّ امْرِىء مِنْکُمْ ما یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَ لْیَتَجَنَّب ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَاِنَّ امْرَءاً یَبْغَتُهُ فُجْأةٌ حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حُوبَة.([21])
فرمود: هر یک از شما باید عملى را انجام دهد که سبب نزدیکى به ما و جذب محبّت ما گردد; و باید دورى کند از کردارى که ما نسبت به آن، ناخوشایند و خشمناک مى باشیم، پس چه بسا شخصى در لحظه اى توبه کند که دیگر به حال او سودى ندارد و نیز او را از عِقاب و عذاب الهى نجات نمى بخشد.

22- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الاْرْضَ تَضِجُّ إلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَوْلِ الاْغْلَفِ أرْبَعینَ صَباحاً.([22])
فرمود: زمین تا چهل روز از ادرار کسى که ختنه نشده است ناله مى کند.

23- قالَ (علیه السلام) : سَجْدَةُ الشُّکْرِ مِنْ ألْزَمِ السُّنَنِ وَ أوْجَبِها.([23])
فرمود: سجده شکر پس از هر نماز از بهترین و ضرورى ترین سنّتها است.

24- قالَ (علیه السلام) : إنّى لاَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ، کَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لاِهْلِ السَّماءِ.([24])
فرمود: به درستى که من سبب آسایش و امنیّت براى موجودات زمینى هستم، همان طورى که ستاره ها براى اهل آسمان أمان هستند.

25- قالَ (علیه السلام) : قُلُوبُنا اَوْعِیَةٌ لِمَشیَّةِ اللهِ، فَإذا شاءَ شِئْنا.([25])
فرمود: قلوب ما ظرف هائى است براى مشیّت و اراده الهى، پس هرگاه او بخواهد ما نیز مى خواهیم.

26- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ مَعَنا، فَلا فاقَةَ بِنا إلى غَیْرِهِ، وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا.([26])
فرمود: خدا با ما است و نیازى به دیگران نداریم; و حقّ با ما است و هر که از ما روى گرداند باکى نداریم.

27- قالَ (علیه السلام) : ما أُرْغَمَ أنْفَ الشَّیْطانِ بِشَیْىء مِثُلِ الصَّلاةِ.([27])
فرمود: هیچ چیزى و عملى همانند نماز، بینى شیطان را به خاک ذلّت نمى مالد و او را ذلیل نمى کند.

28- قالَ (علیه السلام) : لا یَحِلُّ لاِحَد أنْ یَتَصَرَّفَ فى مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إذْنِهِ.([28])
فرمود: براى هیچکس جائز نیست که در اموال و چیزهاى دیگران تصرّف نماید مگر با اذن و اجازه صاحب و مالک آن.

29- قالَ (علیه السلام) : فَضْلُ الدُّعاءِ وَ التَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ.([29])
فرمود: فضیلت تعقیب دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب نسبت به بعد از نمازهاى مستحبّى همانند فضیلت نماز واجب بر نماز مستحبّ مى باشد.

30- قالَ (علیه السلام) : أفْضَلُ أوْقاتِها صَدْرُا النَّهارِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ.([30])
فرمود: (براى انجام نماز جعفر طیّار) بهترین و با فضیلت ترین اوقات پیش از ظهر روز جمعه خواهد بود.

31- قالَ (علیه السلام) : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أخَّرَ الْغَداةَ إلى أنْ تَنْقَضِى النُّجُومُ.([31])
فرمود: ملعون و نفرین شده است آن کسى که نماز صبح را عمداً تأخیر بیندازد تا موقعى که ستارگان ناپدید شوند.

32- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ قَنَعَنا بِعَوائِدِ إحْسانِهِ وَ فَوائِدِ اِمْتِنانِهِ.([32])
فرمود: همانا خداوند متعال، ما اهل بیت را به وسیله احسان و نعمت هایش قانع و خودکفا گردانده است.

33- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ أَحَد قَرابَةٌ، وَ مَنْ أنْکَرَنى فَلَیْسَ مِنّى، وَ سَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح.([33])
فرمود: بین خداوند و هیچ یک از بندگانش، خویشاوندى وجود ندارد - و براى هرکس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده مى شود - هرکس مرا انکار نماید از (شیعیان و دوستان) ما نیست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (علیه السلام) خواهد بود.

34- قالَ (علیه السلام) : أما تَعْلَمُونَ أنَّ الاْرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّة إمّا ظاهِراً وَ إمّا مَغْمُوراً.([34])
فرمود: آگاه و متوجه باشید که در هیچ حالتى، زمین خالى از حجّت خداوند نخواهد بود، یا به طور ظاهر و آشکار; و یا به طور مخفى و پنهان.

35- قالَ (علیه السلام) : إذا أذِنَ اللهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ، وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ.([35])
فرمود: چنانچه خداوند متعال اجازه سخن و بیان حقایق را به ما بدهد، حقانیّت آشکار مى گردد و باطل نابود مى شود و خفقان و مشکلات برطرف خواهد شد.

36- قالَ (علیه السلام) : وَ أمّا وَجْهُ الاْنْتِفاعِ بى فى غَیْبَتى فَکَالاْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إذا غَیَّبَها عَنِ الاْبْصارِ السَّحابُ.([36])
فرمود: چگونگى بهره گیرى و استفاده از من در دوران غیبت همانند انتفاع از خورشید است در آن موقعى که به وسیله ابرها از چشم افراد ناپدید شود.

37- قالَ (علیه السلام) : وَاجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَکُمْ، وَ اللّهُ شاهِدٌ عَلَیَّ وَ عَلَیْکُمْ.([37])
فرمود: هدف و قصد خویش را نسبت به محبّت و دوستى ما - اهل بیت عصمت و طهارت - بر مبناى عمل به سنّت و اجراء احکام الهى قرار دهید، پس همانا که موعظ ها و سفارشات لازم را نموده ام; و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه مى باشد.

38- قالَ (علیه السلام) : أمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإنَّهُ إلَى اللهِ، وَ کَذَبَ الْوَقّاتُونَ.([38])
فرمود: زمان ظهور مربوط به اراده خداوند متعال مى باشد و هرکس زمان آن را معیّن و معرّفى کند دروغ گفته است.

39- قالَ (علیه السلام) : أکْثِرُواالدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فَإنَّ ذلِکَ فَرَجَکُمْ.([39])
فرمود: براى تعجیل ظهور من - در هر موقعیّت مناسبى - بسیار دعا کنید که در آن فرج و حلّ مشکلات شما خواهد بود.

40- دَفَعَ إلَیَّ دَفْتَراً فیهِ دُعاءُالْفَرَجِ وَ صَلاةٌ عَلَیْهِ، فَقالَ علیه السلام : فَبِهذا فَادْعُ.([40])
یکى از مؤمنین به نام أبومحمّد، حسن بن وجناء گوید: زیر ناودان طلا در حرم خانه خدا بودم که حضرت ولىّ عصر امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف را دیدم، دفترى را به من عنایت نمود که در آن دعاى فرج و صلوات بر آن حضرت بود. سپس فرمود: به وسیله این نوشته ها بخوان و براى ظهور و فرج من دعا کن و بر من درود و تحیّت بفرست.

پی نوشت ها :
[1]- تفسیر عیّاشى: ج 1، ص 16، بحارالأنوار: ج 89، ص 96، ح 58.
[2] - دعوات راوندى: ص 207، ح 563.
[3] - بحارالأنوار: ح 2، ص 90، ح 13، و53، ص 181، س 3، وج 75، ص 380، ح 1.
[4]- بحارالأنوار: ج 53، ص 178، ضمن ح 9.
[5]- بحارالأنوار: ج 53، ص 163، س 16، ضمن ح 4.
[6]- بحارالأنوار: ج 53، ص 179، ضمن ح 9.
[7]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، ضمن ح 19.
[8]- بحارالأنوار: ج 53، ص 193، ضمن ح 21.
[9]- الدّرّة الباهرة: ص 47، س 17، بحارالأنوار: ج 56، ص 181، س 18.
[10]- بحارالانوار: ج 53، ص 179، س 14، و ج 55، ص 41.
[11]- إکمال الدّین: ج 2، ص 510، بحارالأنوار: ج 53، ص 191.
[12]- إکمال الدّین: ج 2، ص 484، بحارالأنوار: ج 53، ص 180.
[13]- احتجاج: ج 2، ص 497، بحارالأنوار: ج 53، ص 175.
[14] - مستدرک الوسائل: ج 2، ص 517، ح 2606.
[15]- مستدرک ج 5، ص 247، ح 5795.
[16]- غیبة طوسى: ص 177، وسائل الشّیعة: ج 28، ص 351، ح 39.
[17]- بحارالأنوار: ج 53، ص 165، س 8، ضمن ح 4.
[18]- من لایحضره الفقیه: ج 2، ص 74، ح 317، وسائل الشّیعة: ج 10، ص 55، ح 12816.
[19]- إکمال الدّین: ص 430، ح 5، وسائل الشّیعة: ج 12، ص 89، ح 15717.
[20]- وسائل الشّیعة: ج 16، ص 242، ح 12، بحارالأنوار: ج 53، ص 184، ح 13 و 14.
[21]- بحارالأنوار: ج 53، ص 176، س 5، ضمن ح 7، به نقل از احتجاج.
[22]- وسائل الشّیعة: ج 21، ص 442، ح 27534.
[23]- وسائل الشّیعة: ج 6، ص 490، ح 3، بحارالأنوار: ج 53، ص 161، ضمن ح 3.
[24]- الدّرّة الباهرة: ص 48، س 3.
[25]- بحارالأنوار: ج 52، ص 51، س 4، به نقل از غیبة نعمانى.
[26]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، إکمال الدّین: ج 2، ص 511.
[27]- بحارالأنوار: ج 53، ص 182، ضمن ح 11.
[28]- بحارالأنوار: ج 53، ص 183، ضمن ح 11.
[29]- بحارالأنوار: ج 53، ص 161، ضمن ح 3.
[30]- بحارالأنوار: ج 56، ص 168، ضمن ح 4.
[31]- بحارالأنوار: ج 55، ص 16ؤ ضمن ح 13، و ص 86، ص 60، ح 20.
[32]- بحارالأنوار: ج 52، ص 38، ضمن ح 28.
[33]- بحارالأنوار: ج 50، ص 227، ح 1، به نقل از احتجاج.
[34]- بحارالأنوار: ج 53، ص 191، س 5، ضمن ح 19.
[35] - بحارالأنوار: ج 53، ص 196، س 12، ضمن ح 21.
[36]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 21، ضمن ح 10.
[37]- بحارالأنوار: ج 53، ص 179، س 16، ضمن ح 9.
[38]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 1، ضمن ح 10.
[39]- بحارالأنوار: ج 53، ص 181، س 23، ضمن ح 10.
[40]- إکمال الدّین شیخ صدوق: ص 443، ح 17، بحارالأنوار: ج 52، ص 31، ضمن ح 27

  02:50 ق.ظ  سه شنبه 8 بهمن 1392  رحمان نجفی
اهل مشرق در عصر ظهور

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: گنجی در نزد شماست که بر سر آن جنگی میان سه نفر از فرزندان پادشاهان اتفاق می‌افتد که هیچ یک در آن به پیروزی نمی‌رسند. سپس از سمت مشرق پرچم‌های سیاهی پدیدار می‌شود، آنها نبردی خواهند کرد که هرگز مانند آن اتفاق نیفتاده است.



اشاره:
پیامبر اعظم(ص) اسلام مجموعة تکامل‌یافتة فضائل همة انبیاء و اولیای الهی در طول تاریخ و درخشان‌ترین کهکشان عالم وجود است که هزاران منظومه و خورشید درخشان فضیلت و کرامت را در خود جای داده است، علم توأم با اخلاق، حکومت همراه با حکمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتنی، روزآمدی توأم با دوراندیشی و صداقت با مردم در عین پیچیدگی‌های سیاسی از ویژگی‌های بارز پیامبر اکرم(ص) است.
جلوة آشکار و مظهر اسمای خداوندی، نمونة انسان کامل و سرآمد تمام پیامبران و ختم رسل است.
پیامبر رحمت و رأفت دربارة ویژگی‌های یاران آخرین جانشین خود، یعنی حضرت مهدی(ع) بیاناتی دارند که به اجمال به چند نمونه از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

در روایات رسیده از پیامبر اعظم(ص) شاهد اسامی برخی از ملت‌ها و یا سرزمین‌هایی هستیم که ظاهراً نقش خاصی را در آخرالزمان و هنگامة ظهور ایفا می‌کنند و نیز ارتباط خاصی با امر ظهور و نهضت آن حضرت دارند. یمن، عراق، مصر، فلسطین، شام و ایران نمونه‌هایی از این مناطق‌اند. در این مجال نگاهی به روایاتی می‌اندازیم که متوجه اهل خراسان (ایران)اند؛ آنهایی که در لسان روایات به «اهل المشرق» و یا «اهل الفارس» تعبیر شده‌اند. قبل از بررسی این احادیث، برخی از صفات و ویژگی‌های این گروه که هر کدام در روایتی ذکر شده است را بنگرید:
پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: آنها کسانی هستند که اگر دین در ثریا باشد مردانی از ایشان به سوی آن رفته و به آن دست می‌یابند1، پس از من در [نوع] رابطه‌شان با اهل بیت من مورد آزمایش قرار می‌گیرند2، سرسپردگان و پیروان حضرت مهدی(ع) هستند3، مانند آهن محکم و استوار4، و مانند شیر درنده، شجاع و مقاوم‌اند5، همة آنها بهشتی خواهند بود6.
نمونه‌های بسیاری از این احادیث در کلام مبارک پیامبر اکرم(ص) دیده می‌شود، اما آنچه که به عنوان نشانة این گروه آمده است «رایات سود» یا همان پرچم‌های سیاه رنگ است که از مشرق ظهور می‌کند. اینکه صاحبان این پرچم‌ها چه کسانی هستند و چه خواهند کرد سؤالی است که جواب آن را در روایات جستجو کردیم:


کسی که آنها را یاری کند خداوند را یاری کرده است، در غیر این صورت خداوند آنها را خوار و ذلیل می‌کند.

پیامبر اکرم(ص) از بلاهایی که به اهل بیت او خواهد رسید یاد کردند تا آنکه فرمودند:
پرچمی از مشرق به رنگ سیاه ظهور کرده که هر کس آن را یاری کند خداوند را یاری کرده و هر که آن را یاری نکند خداوند او را خوار و ذلیل می‌نماید. تا آنکه صاحبان پرچم نزد مردی می‌آیند که هم‌نام من است. و او را امیر خود می‌گردانند و خداوند نیز او را تأیید و یاری می‌کند.7
البته تعداد روایاتی که در مورد «پرچم‌های سیاه» وارد شده، متعدد و فراوان است و شاید اصل آن، یک حدیث باشد که به صورت‌های متعددی بیان شده است. اما آنچه که پس از تحقیقات به آن رسیدیم، مطمئن شدیم که اصل حدیث متوجه آمادگی طایفه‌ای از خراسان برای پیروی و یاری حضرت مهدی(ع) است.8


هرکه از آنها آگاهی یابد به سوی آنها برودو با ایشان بیعت نماید.

آن حضرت می‌فرمایند که پرچم‌های سیاهی از سمت مشرق پدیدار خواهند شد که دارندگان آنها دل‌هایی سخت‌تر و محکم‌تر از آهن دارند و هر کسی خبر آنها را بشنود باید بهسوی آنها رفته و با ایشان بیعت نماید، هرچند از روی یخ بگذرد.9
در این روایات نام مبارک حضرت مهدی(ع) و نیز برخی از صفات ایشان هم آمده است:
حضرت مهدی(ع)، خلیفةالله، هم در میان آنهاست.
هرگاه دیدید پرچم‌های سیاه از سمت خراسان ظاهر شده نزد آنها رفته هرچند از روی یخ بگذرید. خلیفه‌الله، حضرت مهدی(ع) در میان آنهاست.10

اگر کوه‌ها بر سر راهش قرار گیرند آنها را نابود می‌سازد.

مردی از فرزندان امام حسین(ع) از سمت مشرق خروج خواهد کرد که اگر کوه‌ها بر سر راهش قرار گیرند، آنها را منهدم کرده و از میانشان راه می‌گشاید.
روایات، حاکی از ظهور گروهی قدرتمند از مشرق‌اند که به فرماندهی شخصی به نام شعیب بن صالح از قبیلة بنی تمیم است. وی با یاران سفیانی نبرد کرده و آنها را شکست می‌دهد تا آنکه وارد بیت‌المقدس شده و آمادة حکومت حضرت مهدی(ع) می‌گردد. و از سمت شام توسط سیصد نفر نیز یاری می‌شوند، بین خروج او (شعیب) و رسیدن حضرت مهدی(ع) هفتاد و دو ماه طول می‌کشد.12
در روایت دیگری آمده است:

فتنه‌ها شهر زوراء را فرا می‌گیرد تا آنکه بسیاری از زن‌ و مردها کشته می‌شوند و اموال‌ها غارت می‌گردد و چه تجاوزهایی که به نوامیس مردم صورت می‌گیرد، خداوند رحمت کند کسی که زنان بنی‌هاشم را در آن روز پناه دهد که آنان حرمت و آبروی من می‌باشند... سپس مردی از قبیلة بنی عقیم به نام شعیب بن حاصل خروج می‌کند،‌ پرچم شعیب سیاه و هدایت شده به نصر و یاری و کلام الهی بوده تا آنکه خود را به حضرت مهدی(ع) می‌رساند و میان رکن و مقام با او بیعت می‌کند.13

هر که از او پیروی نماید نجات یافته و هر که از او تخلف کند هلاک خواهد شد
.
رسول خدا(ص) می‌فرمایند: قیامت بر پا نخواهد شد، تا آنکه قائم ما برای حق به اذن خداوند متعال قیام کند. هر کس از او پیروی کند نجات یافته و هر کس از او تخلف کند هلاک خواهد شد. به خاطر خدا، به هر شیوه‌ای هر چند از روی یخ بگذرید، نزد او بروید که او خلیفة خداوند عزوجل است.14
همان‌طور که مشاهده می‌فرمایید در این احادیث تعبیر به این مضمون آمده است که... ولو حبواً علی الثلج (هرچند از روی یخ بگذرید). این تعبیر در روایات، مختص به بلاد خراسان است.15


صاحبان پرچم‌های سیاه جنگی خواهند کرد که هرگز مانند آن اتفاقی نیفتاده است
.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: گنجی در نزد شماست که بر سر آن جنگی میان سه نفر از فرزندان پادشاهان اتفاق می‌افتد که هیچ یک در آن به پیروزی نمی‌رسند. سپس از سمت مشرق پرچم‌های سیاهی پدیدار می‌شود، آنها نبردی خواهند کرد که هرگز مانند آن اتفاق نیفتاده است (راوی گوید سپس حضرت چیزی فرمودند که آنرا به خاطر ندارم) آن‌گاه فرمودند: هنگامی که آن پرچم‌ها را دیدید به هر وسیله‌ای که می‌توانید هر چند از روی یخ بگذرید خود را به آنها رسانده و با ایشان بیعت کنید، زیرا او خلیفة خدا حضرت مهدی(ع) است.16

البته قابل ذکر است که روایات،‌ آغاز امر ظهور گروهی که از مشرق برخاسته و خود را آماده و مهیا برای پیروی از آن حضرت می‌کند، را مورد توجه قرار می‌دهند و چیزی از ظهور خود آن حضرت از مشرق در این روایات وجود ندارد. آنچه که مشهور و متواتر است آن است که حضرت مهدی(ع) در مکه ظهور خواهند کرد.

پی‌نوشت‌ها:

1. قرطبی، الجامع‌لأحکام القرآن، ج16، ص76؛ طبرسی، مجمع‌البیان، ج5، ص108.
2. کنزالعمال، ج11، ص124.
3. منتخب الاثر، ص304.
4. ینابیع المودة، ص491؛ بحارالانوار، ج51، ص84.
5. جمع‌الجوامع، ج1، ص1019.
6. کنزالعمال، ج4، ص299.
7. بحارالانوار، ج28، ص78.
8. کورانی، علی، معجم الاحادیث المهدی(ع)، ج2، ص390.
9. اثبات الهداة، ج3، ص596؛ ینابیع المودة، ص182.
10. ابن طاووس، ملاحم، ص53؛ ینابیع المودة، ص182.
11. منتخب الاثر، ص199؛ اثبات الهداة، ج3، ص614.
12. ملاحم ابن طاووس، ص49.
13. همان، ص137.
14. عیون اخبار الرضا، ج2، ص59؛ منتخب الاثر، ص204.
16. بحاالانوار، ج51، ص83.




  02:33 ق.ظ  چهارشنبه 20 آذر 1392  رحمان نجفی
آیا تلفظ بنام مقدس حضرت قائم (عج ) جایز است ؟

مشهور بین جمعى از محدثان و راویان آن است که تکلم به نام اصلى امام عصر(عج ) حرام است ولى تلفظ به القاب آن حضرت مانند مهدى ، حجت ، قائم و... حرام نیست .
اینک این سؤ ال پیش مى آید آیا این حکم مخصوص زمان غیبت صغرى بوده است همانگونه که علامه مجلسى (در جلد 13 بحار، چاپ قدیم ) از بعضى از علماء نقل کرده و یا در هر زمان و مکانى تا موقعى که حضرتش ‍ ظهور کند حرام است ؟ و اینکه حرمت تلفظ نام مقدس آن حضرت بستگى به موارد خاصى مانند تقیه و ترس دارد که اگر موارد ترس و تقیه نباشد جایز است ؟
و آیا این مسئله اختصاص به آن بزرگوار دارد یا درباره سایر امامان علیه السلام نیز جارى است ؟


دانشمند معروف شیعه ، علامه عالى مقام شیخ حر عاملى در کتاب وسائل الشیعه در آغاز و آخر بابى که به همین عنوان در کتاب مذکور اختصاص ‍ داده .
همین قول را انتخاب کرده که در مورد تقیه و خوف ، تلفظ بنام آن حضرت حرام است و در غیر موارد تقیه و خوف حرام نیست .
بررسى روایات : این مساءله


ما در اینجا نخست به تجزیه و تحلیل و بررسى روایاتى که در این مورد رسیده مى پردازیم و پس از نتیجه گیرى نظر خود را خاطر نشان خواهیم ساخت .
روایاتى که در این مورد به ما رسیده ، پس از بررسى به چهار قسم تقسیم مى شوند:
1- قسم اول روایت :

پاره اى از روایاتى که در این مورد رسیده ، دلالت دارند که تلفظ نام مبارک حضرت ول عصر(عج ) به طور مطلق (در هر زمان و مکانى در هر شرایطى ) بى آنکه جاى تقیه باشد حرام است و در این قسم روایات ، علت خاصى ذکر نشده است ، در اینجا بذکر چند نمونه از این قسم روایات مى پردازیم .


4- و نیز مرحوم صدوق رحمه اللّه در کتاب نامبرده از محمد بن عثمان بن عمرى رحمه اللّه نقل مى کند که گفت : برایم دستخطى (توقیع ) پدیدار شد که با آن دستخط آشنا بودم
به این عبارت :
(( من سمانى فى مجمع من الناس فعلیه لعنة اللّه ؛))
((کسى که در میان اجتماع مردم ، نام مرا ببرد، لعنت خدا بر او باد.))
5- مرحوم صدوق رحمه اللّه در کتاب کمال الدین از حضرت عبدالعظیم حسنى رحمه اللّه نقل مى کند که امام محمد تقى علیه السلام درباره حضرت قائم (عج ) فرمود:
(( یخفى على الناس ولادته و یغیب عنهم شخصه و تحرم تسمیه و هو سمى رسول اللّه و کنیته ؛))
((تولد آن حضرت بر مردم مخفى است ، وجود او از انتظار آنان پنهان است و بر آنان بردن نام او حرام مى باشد، او هم نام و هم کینه ، رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلم است )).
و روایت دیگرى که در این معنى به ما رسیده است .
2- قسم دوم از روایات :

پاره اى از روایات که در این مورد وارد شده به روشنى دلالت دارد بر ترک نام بردن آن حضرت تا موقعى که قیام مى کند و سراسر زمین را همانگونه که پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد مى نماید، اینک نظر شما را به چند نمونه از آنها جلب مى کنیم :
1- علامه مجلسى رحمه اللّه در کتاب بحارالانوار از محمد بن زیاد ازدى رحمه اللّه نقل مى کند که امام موسى بن جعفر علیه السلام هنگامى که از امام قائم (عج ) سخنى به میان آمد فرمود:
(( خفى على الناس ولادته و لا یحل لهم تسمیته حتى یظهره عزوجل فیملاء به الارض قسمطا و عدلا، کما ملئت ظلما و جورا؛))


((تولد حضرت قائم (عج ) بر مردم پنهان است ، نام بردن او براى آنان جایز نیست تا وقتى که خداوند متعال او را ظاهر کند، و به وسیله او زمین را همانگونه که پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد نماید.))
2- علامه مجلسى رحمه اللّه از حضرت عبدالعظیم حسنى روایت مى کند که اما هادى (عج ) درباره حضرت قائم (عج ) فرمود:
(( لا یحل باسم حتى یخرج یملاء الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا...؛))
((یاد کردن حضرت قائم (عج ) بنام جایز نیست تا وقتى که نهضت کند و زمین را همان گونه که پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد نماید.))
3- مرحوم کلینى رحمه اللّه به سند خود از ابن هاشم داود بن قاسم جعفرى رحمه اللّه نقل مى کند که امام باقر علیه السلام در ضمن حدیثى فرمود:
(( و اشهد على رجل من ولد الحسن لایسمى و لا یکنى حتى یظهر امره فیملاها عدلا کما ملئت ((جورا انه القائم بامر الحسن بن على علیه السلام ؛))


3- قسم سوم از روایات :
پاره اى از روایات دلالت دارند که نام بردن حضرت مهدى (عج ) جایز نیست و در همین روایات عدم جواز نام بردن حضرت به خوف و ترس از ضرر تعلیل شده است به عنوان نمونه به این چند روایت ذیل وقت کنید:
1- مرحوم کلینى رحمه اللّه به سند خود از على بن محمد از ابو عبداللّه صالحى رحمه اللّه نقل مى کند که گفت : پس از درگذشت امام حسن عسکرى علیه السلام ، اصحاب ما از من خواستند که اسم و مکان حضرت مهدى (عج ) را سؤ ال کنم (پس از سؤ ال ) جواب آمد:
(( ان دللتم على الاسم اذا دعوه و ان عرضو المکان دلوا علیه ؛))
((اگر آنها را به اسم حضرت مهدى (عج ) آگاه سازید آن را ظاهر مى سازند، اگر مکانش را بشناسند بر ضد او اقدام مى کنند.))
محدث بزرگ شیخ حر عاملى رحمه اللّه پس از نقل این حدیث مى گوید این حدیث دلالت دارد که نهى ائمه اطهار علیهم السلام از نام بردن حضرت مهدى (عج ) مخصوص مواردى است که خوف از ضرر و بروز فساد باشد.
2- نیز مرحوم کلینى رحمه اللّه از عبداللّه بن جعفر حمیرى رحمه اللّه نقل مى کند: که شخصى از محمد بن عثمان رحمه اللّه (نایب خاص دوم ) پرسید: آیا جانشین حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام را دیده اى ؟ او در پاسخ گفت : آرى به خدا سوگند، تا اینکه پرسید اسمش چیست ؟
در پاسخ گفت :
(( فالاسم محرم علیکم ان تساءلوا عن ذلک من عندى فلیس لى ان احلل و لا احرم ولکن عنه علیه السلام فان الامر عند السلطان ابا محمد مضى و لم یخلف ولدا (الى ان قال ) و اذا وقع الاسم وقع الطلب فاتقوا اللّه وامسکوا عن ذلک ؛))
اما در مورد نام بردن از حضرت مهدى (عج ) پرسش کردن از آن ، بر شما حرام است ، این را از پیش خود نمى گویم ، براى من روا نیست که پیش خود چیز حلال را حرام و یا حرام را حلال کنم ولى حکم امام را گفتم ، زیرا زمامدار وقت چنین تصور مى کند که حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام از دنیا چنین تصور مى کند که حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام از دنیا رفت و فرزندى بجاى نگذاشت تا اینکه گفت : هر گاه نام حضرت مهدى علیه السلام برده شود نتیجه اش طلب کردن (دشمنان ) از اوست ، بپرهیزید از خدا و از این مطلب دوم فروبندید.))
این روایت همانند روایت است که با صراحت و روشنى دلالت دارد بر اینکه نهى از نام بردن حضرت ، به خاطر خوف و رسیدن ضرر به آن بزرگوار است ، چه آنکه وقتى نام او شناخته شد. دنبالش به جستجوى او خواهند پرداخت از این رو امام علیه السلام از بردن نام آن حضرت نهى فرموده ، بلکه از نام بردن آن حضرت به طور مبهم رد شده ، تا کسى که آن را نمى داند به آن مطلع نشود، لذا کسى که مى داند بر او اظهار آن نام حرام است .


3- مرحوم صدوق رحمه اللّه در اکمال الدین از على بن عاصم کوفى رحمة اللّه نقل مى کند که در میان توقیعات (دست خطهاى ) امام زمان علیه السلام این جملات پدیدار شده :
(( ملعون ملعون من سمانى فى محفل من الناس ؛))
مشمول لعنت است کسى که نام مرا در میان اجتماعى از مردم ببرد.))
اینکه حضرت شمول لعنت را مقید بنام نموده در میان اهل سنت (و بنى عباس ) دلیل آن است که در غیر اجتماع آنها نام بردن آن حضرت جایز است .
بنابراین که بگوئیم قید در این گونه موارد دلالت بر مفهوم دارد (بنابراین ) نهى امام علیه السلام به خاطر رعایت تقیه است .
4- نیز مرحوم صدوق رحمة اللّه از محمد بن همام رحمة اللّه نقل مى کند که : محمد بن عثمان عمرى گفت :
(( خرج توقیع به خط عرفته من سمانى فى محمع من الناس فعلیه لعنة اللّه ؛))
در توقیعى که آن را مى شناختم از حضرت ولى عصر(عج ) است چنین پدیدار شد: کسى که نام مرا در میان جمعیتى از مردم ببرد لعنت خدا بر او باد.
دلالت این حدیث بر این که حرمت نام بردن حضرت مهدى (عج ) مخصوص موارد خوف و ضرر است همانند دلالت حدیث قبل است .
5- علامه مجلسى رحمة اللّه نقل مى کند که ابن خالد کابلى رحمة اللّه گفت :
هنگامى که امام سجاد علیه السلام از دنیا رفت ، به حضور امام باقر علیه السلام شرفیاب شدم و عرض کردم قربانت گردم حتما اخلاص و انس ‍ و الفت مرا نسبت به پدر بزرگوارت و وحشت مرا از مردم مى شناسى .


پاره اى از روایات که در این مورد به ما رسیده دلالت دارند که خود ائمه اطهار علیهم السلام یا اصحابشان در موارد متعددى حضرت مهدى (عج ) را بنام یاد کرده اند.
بى آنکه ائمه علیهم السلام اصحاب خود را از این کار نهى کنند به این چند نمونه از روایات ذیل که این معنى را تاءیید مى کند دقت کنید:
(( ان ابا محمد الحسن بن على العسکرى بعث الى بعض من سماه ، شاة مذبوحة و قال : هذه من عقیقة ابنى محمد؛))
حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام براى بعضى از افراد که نام آنها را برده ، گوسفند ذبح شده اى را فرستاده و فرمود: این گوسفند عقیقه فرزندم محمد (حضرت مهدى (عج ) است .
این روایت دلالت دارد که ائمه علیهم السلام صریحا اسم حضرت مهدى (عج ) را مى بردند و ضمنا اجازه به دیگران نیز داده اند.
2- مرحوم صدوق نقل مى کند: ابوغانم خادم گفت :


این حدیث گر چه دلالت آشکار ندارد که ائمه اطهار علیهم السلام نام مبارک حضرت مهدى (عج ) را برده اند، ولى اگر نام بردن آن حضرت ممنوع بود ابوغانم خادم ، نام او را بر زبان نمى آورد، بلکه این حدیث ((بطور اجمال )) دلیل آن است که امام حسن عسکرى علیه السلام براى ابوغانم و امثال او تصریح به نام حضرت مهدى (عج ) کرده است .
3- مرحوم صدوق رحمة اللّه از مرحوم کلینى رحمة اللّه و او از اعلان بن رازى رحمة اللّه و او از بعضى اصحاب نقل مى کند:
((وقتى همسر حضرت امام عسکرى علیه السلام باردار شد، امام حسن علیه السلام به او فرمود:


(( ستحملین ولدا و اسمه محمد و هو القائم من بعدى ؛))
بزودى پسرى را حمل مى کنى که نامش ((محمد)) است قائم بعد از من اوست .))

نقل این احادیث بطور اجمال گواه بر جواز نام بردن آن حضرت است .
4- نیز مرحوم صدوق رحمة اللّه از ابن نصره رحمة اللّه و او از امام باقر علیه السلام نقل مى کند که جابر بن عبداللّه انصارى رحمة اللّه گفت :
((در نزد حضرت فاطمه زهراء علیهاالسلام صحیفه درخشانى یافتم که در آن نام ائمه اطهار علیهم السلام از فرزندانش مذکور بود، آنگاه جابر آنها را به ردیف خواند تا گفت :
(( ابوالقاسم محمد بن الحسن حجد اللّه على خلقه القائم امه جاریة اسمها نرجس ؛))
ابوالقاسم محمد فرزند امام حسن عسکرى ، حجت خدا بر آفریده هایش که قائم است ، مادرش کنیز و نرجس نام داشت .))
نقل کردن همه راویان این روایات به اضافه جابر، دلیل آن است که چنین نیست که نام بردن حضرت مهدى (عج ) به طور کلى در همه جا و همه حالات ممنوع مى باشد.
5- نیز مرحوم صدوق رحمة اللّه از ابن جارود رحمة اللّه و او از امام باقر علیه السلام نقل مى کند که فرمود:
((پدرم از پدرش نقل کرد که امام على علیه السلام روى منبر فرمود: در آخر زمان مردى از فرزندانم خروج و قیام مى کند سپس اوصاف و احوال حضرت قائم (عج ) را تشریح کرد و آنگاه فرمود:
(( له اسمان ، اسم یخفى فاحمد و اما الذى یعلن فمحمد...؛))
او دو نام دارد یک نامش پنهان است که عبارت از احمد مى باشد، اما نام دیگرى که آشکار است محمد است .))
این روایت دلالت دارد که تصریح بنام حضرت به گفتن محمد، حتى بالاى منبر جایز است .
6- نیز مرحوم صدوق رحمة اللّه با اسناد بسیارى از حسن بن محبوب رحمة اللّه و او از ابن داود رحمة اللّه و او از امام باقر علیه السلام نقل مى کند که جابر رحمة اللّه گفت :
((بحضور حضرت فاطمه علیهاالسلام شرفیاب شده و در مقابل او لوح و صفحه اى دیدم که در آن نامهاى اوصیاء از فرزندان آن بانوى بزرگوار مذکور بود، شمردم دوازده نفر بودند که آخر آنها حضرت قائم (عج ) بود.


(( ثلته منهم محمد و اربعة منهم على ؛))
نام سه نفر از آنها محمد بود (یعنى امام پنجم و امام نهم و امام مهدى (عج ) و نام چهارم نفر آنها على بود یعنى امام اول و چهارم و هشتم و دهم .))


7- نیز مرحوم صدوق رحمة اللّه از مفضل بن عمر رحمة اللّه نقل مى کند که گفت :
به حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم و عرض کردم : براى ما ائمه بعد از خود را معرفى بفرمائید، فرمود: (( الامام بعدى ابنى موسى و الخلف الماءمول المنتظر محمد بن الحسن بن على بن محمد بن على بن موسى ؛))
امام بعد از من فرزند موسى علیه السلام است ، جانشینى که مورد آرزو و انتظار مردم است ، او محمد فرزند حسن ، فرزند على ، فرزند محمد، فرزند على ، فرزند موسى مى باشد.

8- علامه طبرسى رحمة اللّه در کتاب اعلام الورى از محمد بن عثمان عمرى رحمة اللّه و او از پدرش نقل مى کند که امام عسکرى علیه السلام در خبرى که از پدرانش نقل مى فرمود بیان داشت :
((زمین هیچگاه خالى از حجت خدا بر مخلوقاتش نیست و کسى که از دنیا برود ولى امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است ، و این مطلب حق است همانگونه که روز، حق است .
شخصى از آن حضرت پرسید: امام و حجت بعد از تو کیست ؟ فرمود:
(( ابنى محمد هو الامام و الحجة بعدى فمن مات و لم یعرفه مات میتة جاهلیة ؛))
پسرم محمد امام و حجت بعد از من است کسى که از دنیا برود ولى او را نشناخته باشد، مانند مردگان دوران جاهلیت مرده است .))

و روایت دیگرى که به این مطلب دلالت دارند.


(( ولد لابى محمد علیه السلام مولود فسماه محمدا و عرضه على اصحابه یوم الثالث و قال هذا صاحبکم من بعدى و خلیفتى علیکم و هو القائم (عج )؛))
براى امام عسکرى علیه السلام فرزندى متولد شد، او را محمد نامید، روز سوم او را به اصحاب خود نشان داده و فرمود: این نوزاد بعد از من سرپرست و رهبر شما و جانشین من نسبت به شماست و قائم ((عج )) همین است .))


امام باقر علیه السلام فرمود: آرى راست مى گوئى اینک منظورت چیست ؟
عرض کردم : قربانت گردم ، پدرت آن چنان صاحب این امر (حضرت مهدى (عج ) را برایم توصیف کرده که اگر او را در راهى ببینم دستش را مى گیرم .
حضرت فرمود: اى ابو خالد منظورت چیست ؟
گفتم : مى خواهم نام حضرتش را برایم بگوئى تا او را بنام بشناسم .
فرمود:
(( ساءلتنى و اللّه یا ابا خالد عن سؤ ال مجهد و لقد ساءلتنى عن امر لو ان بنى فاطمة عرفوه حرصوا على ان یقطعوا بضعته ؛))
اى ابو خالد به خدا سوگند از من سؤ ال ناراحت کننده اى مى پرسى ، از موضوعى مى پرسى که به کسى از آن خبر نداده ام تا به تو خبر دهم ، از مطالبى سؤ ال مى کنى که اگر فرزندان حضرت فاطمه علیهاالسلام او را مى شناختند حرص آن داشتند که او (حضرت مهدى ) را قطعه قطعه کنند.
این که مى گوید اگر فرزندان فاطمه علیهم السلام او را مى شناختند... دلالت دارد بر این که عده اى از آنها قصد ضرر رساندن به حضرت مهدى (عج ) را داشتند، تا چه رسد به غیر آنها. از این رو امام باقر علیه السلام آن حضرت را به نام یاد نکرد تا نامش پوشیده بماند و شناخته نشود و دستهاى مخالفان به آن حضرت نرسد، از ترس آنکه مبادا به وجود مقدسش ضررى برسد...


نتیجه اینکه : روایات قسم سوم بیانگر این است که پوشاندن نام حضرت مهدى (عج ) به خاطر امر تعبدى خاص نیست ، بلکه تنها به ملاک تقیه (با آن شرایطى که دارد)، مى باشد.
4- قسم چهارم از روایات :


گواهى مى دهم به آمدن مردى از فرزندان امام عسکرى علیه السلام که نام و کنیه اش برده نمى شود تا قیامتش ظاهر گردد، زمین را همان گونه که پر از جور شده پر از عدل و داد کند، اوست که به امر جانشینى از امام حسن عسکرى علیه السلام مى پردازد.))
4- مرحوم صدوق در کتاب اکمال الدین به سند خود از حضرت عبدالعظیم حسنى نقل مى کند که وى (حضرت عبدالعظیم ) اعتقادات خودش را در محضر امام هادى علیه السلام عرضه داشت و (در ضمن ) به امامان یکى پس از دیگرى بنام اقرار کرد تا اینکه به امام دهم عرض کرد: اى سرور من ! پس از اینها امام من شما هستید؟
حضرت فرمود:


(( و من بعدى ابنى الحسن فکیف للناس بالخلف من بعده ؟
قلت : فکیف ذلک ؟
قال : لانه لا یرى شخصه و لا سحل ذکره باسمه حتى یخرج فیملاء الارض ‍ قسطا و عدلا الى ان قال هذا دینى و دین آبائى ؛))
((اما بعد از من فرزندم حسن علیه السلام است ، پس حال مردم نسبت به جانشین بعد از او چگونه است ، عرض کردم : (براى چه ؟) چگونه است ؟
فرمود: زیرا او دیده نمى شود و بردن نامش جایز نیست تا وقتى که قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید تا اینکه فرمود دین و عقیده من و پدرانم همین است .))


1- مرحوم کلینى رحمه اللّه از على بن رئاب رحمه اللّه نقل مى کند که امام صادق علیه السلام فرمود:
(( صاحب هذا الامر لا یسمیه باسمه الا کافرا؛))
نام مبارک صاحب این امر (حضرت ولى عصر عج ) را هیچ کس جز شخص کافر نمى برد.)
2- و نیز مرحوم کلینى از ریان بن صلت نقل مى کند که گفت :
(( سمعت ابا الحسن الرضا علیه السلام و سئل عن القائم قال : لا یرى جسمه و لا یسمى اسمه ؛))


از حضرت رضا علیه السلام در مورد سؤ الى که پیرامون حضرت قائم (عج ) شده بود شنیدم فرمود:(( جسمش دیده نمى گردد، و نامش برده نمى شود)).
3- مرحوم صدوق رحمه اللّه در کتاب اکمال الدین از صفوان بن مهران نقل مى کند که شخصى از امام صادق علیه السلام پرسید: مهدى (عج ) که از فرزندان تو است کیست ؟


فرمود:
(( الخامس من ولدى السابع یغیب عنکم شخصه و لا یحل لکم تسمیته ؛))
((مهدى پنجمین امام از فرزند امام هفتم است وجود مقدسش از شما پنهان مى شود و براى شما بردن نام او جایز نیست .))



  02:28 ق.ظ  دوشنبه 9 اردیبهشت 1392  رحمان نجفی

 

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو