تبلیغات
امام مهدی علیه السلام
photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
لهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ
یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ
خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شدو زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد
آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد
مرا کفایت کنید الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت همین ساعت هم اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و آل پاکیزه اش
منتظران بازنده، منتظران برنده!

منتظران بازنده، منتظران برنده!

امام زمان

آیا تا به حال و در روزگارانی که زیسته ایم با صدایی، فغانی، شیونی، فریادی شگفت زده شده ایم و از جا پریده ایم؟

حتما برای همه ما این اتفاق ساده و کلیشه ای افتاده است؛ گاهی در ترافیک سنگین، آنگاه که فارغ از هر گونه مشغله و گرمایی و بدون توجه به انبوه اتومبیل ها اندر تفکرات خود غرق شده ایم با بوق ممتد اتومبیل پشت سر تکانی خورده ایم و تمام اندیشه هایمان دود شده است و شاید ابر تشکیل شده بالای سرمان محو.

گاه می توان از اتفاقات ساده و به شدت معمولی و عادی زندگی نتایج بزرگ و قابل تأملی گرفت، می توان درس ها آموخت و به خاطر سپرد و از آن استفاده کرد.

آیا تا به حال به همین حادثه که البته حادثه نمی توان گفت؛ به همین اتفاق عادی طور دیگر و متفاوت تری نگریسته ایم؟

آیا تا به حال اندیشیده ایم که اگر آن صدای اصلی به گوش برسد و منادی ندا دهد و ما همچنان غرق در زندگی دنیایی باشیم؛ چه عکس العملی خواهیم داشت؟ آیا ما در این بزنگاه اصلی زندگی هول نخواهیم کرد؟ آیا بهت زده و شگفت زده نخواهیم شد؟   

 

بازنده‌ی دوران

آری، قطعاً ما؛ آدمیانی که در زندگی و لذت های آن غرق شده و حواسمان پرت از اصل است و سخت مشغول فرع شده ایم با آن ندا از جا می پریم و حالی عجیب خواهیم داشت. زیرا هیچ گاه نمی اندیشیدیم که این اتفاق عظیم که تمام عمر شعار آن را داده ایم و خود را منتظر نامیده ایم حادث شود. در هیچ برهه ای از زمان آن را نزدیک احساس نمی کردیم. به همین علت حالی همچون بازنده ها داریم و بازنده همه اعصار و دوران ها هستیم. آن را دور می پنداشتیم که دنبال اصلاح خود نبودیم و مدام آن را به فردا و فرداهای دیگر موکول می کردیم.

 

اسم های بدون مسمی

اگر یادمان می ماند که «وَ اسْتَمِعْ یَوْمَ یُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ قَریب» و مدام این نجوا در گوشمان بود قطعاً منتظرانی می بودیم که آن امام منتظَر سزاوار آن است. و چقدر فراموشکاریم که «منتظران مصلح خود باید صالح باشند»؛ و ما هیچ تلاشی در این جهت نکردیم و اسم هایی بدون مسمی بودیم. به انسان های منتظر که سال ها انتظار برپایی عدالت و داد را کشیده‌اند؛ دستور داده شده که همواره سلاح در دست داشته باشند و آن را بر زمین نگذارند و به خاطر داشته باشند که اگر به عدالت و قسط معتقدند نباید در مقابل ظلم و جور ساکت بنشینند.

در عصر غیبت و برای ایجاد زمینه های ظهور اگر بنشینیم و خود را منتظر بنامیم و تنها و در زبانمان "آقا بیا" باشد و جمعه به جمعه دعای ندبه ای بخوانیم و انابه کنیم کافی نیست و باید حرکتی هرچند اندک برای رفع هر گونه ظلم و ستم و ستاندن چهره فقر انجام دهیم که این اندک و حداقل خودش حداکثری است و ارزشمند و پرفایده

برای زیباترین روز، خود را آراسته کنیم

اینجا باید گفت که ما آدمیان و به خصوص ما مسلمانان منتظر باید برای اعتقاد و ایمان خود هزینه بپردازیم و به راحتی آن را از دست ندهیم و از مرزهای عقیدتی حراست و نگهبانی کنیم و در این امر سستی نورزیم؛ با هر بادی که از هر سویی می وزد تکانی نخوریم و بسیار حواسمان به اعتقادات باطل باشد و ایمان جزوی از جانمان گردد. ما باید بسیار مقاومت کنیم؛ مقاومتی که در همه ابعاد باشد و این را یک تکلیف دینی و واجب الاهی بدانیم.

این مقاومت باید همواره زنده و پویا بماند تا مقدمات تحقق عدالت الاهی در سراسر گیتی فراهم شود. مردم باید هم از نظر ذهنیت و هم از نظر عینیت آمادگی کامل داشته باشند یعنی این مقاومت غیر از آنکه به عنوان یک اصل اعتقادی در جامعه با ایمان حضور دارد باید در بعد عمل نیز هویدا و ظاهر باشد. جامعه دین مدار هیچ گاه تحت سلطه حکومت های ظالم نمی رود و در برابر هیچ جبار و ستمگری سر خم نمی کند. پس در عصر غیبت انسان مومن نباید خود را کم ارزش تلقی کند و تن به هر حکومتی دهد.

ما در این زمان باید در مقابل هر گونه ظلم و جوری مقاومت کنیم و تسلیم نشویم و بهترین و قوی ترین نیروی خود را تا آن روز بزرگ مهیا سازیم و برای زیباترین روز خود را آراسته کنیم: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ». حتی اگر به دست هم نمی توانیم کاری و حرکتی انجام دهیم حداقل با زبان و قلبمان انزجار از ستم را داشته و در مقابل آن بی تفاوت نباشیم. کردار و رفتارمان این نباشد که چون ظلم و تعدی آسیبی به ما نرسانده و کیلومترها و فرسنگ ها از ما دور است، پس مهم نیست و ما که در آرامش زندگی می کنیم.

غزه

آیا فقط "آقا بیا" کافی است

این روزها که شاهد نسل کشی و جنایت های بی شماری از سوی جنایتکاران هستیم نباید بگوییم که چون ما متحمل لطمه ای نشده ایم و یا آن ها هم مسلک ما نیستند پس به ما ربطی ندارد و بی تفاوت باشیم. ما که خود را شیعه مولای متقیان علیه السلام می دانیم باید توجه داشته باشم که ایشان می فرمایند: مردم یا در دین با تو یکسانند یا در خلق.

حتی اگر کاری ازمان بر نمی آید حداقل به زبان و قلب غم زده و ناراحت باشیم و بدانیم که در عصر غیبت و برای ایجاد زمینه های ظهور اگر بنشینیم و خود را منتظر بنامیم و تنها و در زبانمان "آقا بیا" باشد و جمعه به جمعه دعای ندبه ای بخوانیم و انابه کنیم کافی نیست و باید حرکتی هر چند اندک برای رفع هر گونه ظلم و ستم و ستاندن چهره فقر انجام دهیم که این اندک و حداقل خودش حداکثری است و ارزشمند و پرفایده.

تا به حال اندیشیده ایم که اگر آن صدای اصلی به گوش برسد و منادی ندا دهد و ما همچنان غرق در زندگی دنیایی باشیم؛ چه عکس العملی خواهیم داشت؟ آیا ما در این بزنگاه اصلی زندگی هول نخواهیم کرد؟ آیا بهت زده و شگفت زده نخواهیم شد؟

کدام معرفت

ذکر این نکته هم لازم است؛ ما را که منتظران آن امام همام می خوانند باید نشانه هایی از آن امام داشته باشیم. باید شعار انتظارمان به جانمان بزند و یارمان باشد.

باید طوری عمل کنیم که بتوانیم در آن روز بزرگ در مقابل آن امام جلیل القدر و والا منزلت سرمان را بالا بگیریم. باید معرفت به امام عصر علیه السلام پیدا کنیم و امام شناختیمان ارتقا پیدا کند؛ برای مایی که امام را نمی شناسیم و از جایگاه او مطلع نیستیم و خبر نداریم که این جهان طفیلی وجود امام است چه فرق می کند که ایشان با 313 نفر می آیند یا با یک تن. این ها که معرفت امام نیست. این ها که انسان را به بلوغ و رشد نمی رساند.

آیا بهتر نیست به جای بسیاری از کارها که تاکنون انجام داده ایم که بعد این همه سال فایده ای خاص و دستاوردی نداشته دنبال اموری باشیم که برتر از آن است و معرفتی خاص ایجاد می کند. اگر آدمی می خواهد دنیایش دنیای انسانی باشد و مراتب کمال را طی کند باید با حجت الله مرتبط باشد.

اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک.

اللّهم عرفنی نبیک فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک.

اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرّفنی حجتک ضللت عن دینی؛

پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، نمی توانم پیغمبرت را بشناسم.

پروردگارا! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانی، نمی توانم حجت تو را بشناسم.

پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانی، دین خود را از دست می دهم، و گمراه خواهم شد.

زهرا کفایی جلیلی فرد

بخش مهدویت تبیان  


  05:14 ب.ظ  پنجشنبه 11 دی 1393  رحمان نجفی
بغداد، 70 سال مرکز فرماندهی عصر غیبت

بغداد، 70 سال مرکز فرماندهی عصر غیبت

ظهور

بغداد که منصور عباسی آن را بنا کرد و پایتخت خلافت عباسی گردید. پس از مدتی یکی از مهمترین شهرهای آن عصر شد و بخش هایی از آن نیز به محل اسکان شیعیان تبدیل گردید. از آن جمله می توان به محله کرخ و باب الطاق اشاره کرد. سفیران چهارگانه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) در بغداد زندگی کردند و در همان جا هم دفن شدند.


پس از شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام) و شروع عصر غیبت صغری با توجه به یکسری جهات امنیتی امام مهدی (علیه السلام) ترجیح دادند که مرکز سازمان وکالت از سامرا به بغداد منتقل شود. از این پس بود که در بغداد اوج دوران فعالیت سازمان وکالت تحقق یافت و در دوره ای که حدود 70 سال به طول انجامید، سفرای چهارگانه حضرت حجت (علیه السلام) ضمن اقامت در بغداد کار نظارت و رهبری سازمان در سایر نواحی را نیز عهده دار بودند.

 

انتقال مرکز فرماندهی امامت

اولین سفیر امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) پس از شهادت امام حسن عسگری (علیه السلام) مدت کمی در سامرا زندگی کرد و سپس به بغداد رفت. وی این مدت کوتاه را در سامرا صرف رسیدگی به مشکلاتی کرد که بر اثر ادعای کاذب جعفر(عموی امام زمان) به وجود آمده بود. با این که در این دوره سامرا پایتخت عباسیان بود ولی با اشاره امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) وی مرکز فعالیت های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بزرگان شیعه را از سامرا به بغداد منتقل کرد.

در این شهر است که کمک های شیعیان به سوی عثمان بن سعید روان می گردد و توقیعات از طریق وی صادر می شود. گویا اولین گروه شیعی که از انتقال مرکز سازمان وکالت از سامرا به بغداد آگاه شدند. همان گروهی اند که از قم پس از شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام)، طبق معمول گذشته، برای تحویل وجوه شرعی و نامه ها به سامرا آمدند. طبق گزارش ایشان پس از آن که سردرگمی را پشت سر می گذارند و به دیدار حضرت قائم(علیه السلام) نائل می شوند. امام می فرمایند كه بعد از این مالى به سامراء برده نشود و حضرت فردى را در بغداد نصب مى‏كند كه اموال را دریافت كند و توقیعات از طریق او منتقل شود.

 

چرا بغداد

دلیل انتخاب بغداد این بود که در آن شهر با وجود عظمت و انبوهی جمعیت، تشکیلات و سازمان سفرا تا اندازه ای از دید حکومت و طبقه اشراف پایتخت نشین که در خدمت خلافت بودند به دور باشد. به همین دلیل سفیر اول محله کرخ (مرکز شیعیان) بغداد را مرکز رهبری شیعیان قرار داد. گرچه در بغداد امنیت کافی و واقعی نبود ولی اندکی آزادی نسبی وجود داشت و گرنه سیاست طرد شیعیان از صحنه های اجتماعی و اقتصادی و سخت گیری به معنای عام در بغداد و سامرا فرقی نمی کرد.  

مهمترین شاهد و سند دوره طلایی عمر بغداد به عنوان مرکز استقرار دفتر وکالت در عصر غیبت صغری، قبور مطهر نواب اربعه حضرت حجت (علیه السلام) در این شهر است که هم چنان یادآور دوران فعالیت وسیع، ولی سری این مردان الهی، به همراه دیگر اعضاء این سازمان در منطقه مهمی همچون بغداد است

سیاست های استراتژیک

عده ای از وکلا در مراتبی از تشکیلات در بغداد و سایر شهرهای عراق تحت نظر عثمان بن سعید(سفیر اول) به فعالیت پرداختند. احمد بن اسحاق اشعری و محمد بن احمد بن جعفر قطان نیز از جمله دستیاران او بودند. احمد بن اسحاق در آغاز وکیل امام حسن عسکری (علیه السّلام) در اوقاف قم بود ولی چون وجود وی در بغداد مورد نیاز بود، عثمان او را به آن شهر فراخواند. و احمد فعالیت خویش را تا دوران نایب دوم در عراق ادامه داد. به نظر می رسد سفیر امام به این وسیله با تقسیم وظایف و عدم تمرکز کارها نزد خود علاوه بر تسهیل در امور، باعث می شد حساسیت جاسوسان حکومتی نیز برانگیخته نشود.

در عصر سفیر دوم(محمد بن عثمان بن سعید) بغداد یکی از فعال ترین دوره ها را در تاریخ سازمان وکالت پشت سر گذاشت. به گفته شیخ طوسی ده نفر زیر نظر سفیر دوم در بغداد فعالیت می کردند تا امور سازمان را اداره کنند. این در حالی بود که پدر(سفیر اول) با سه دستیار امور را اداره می کرد. ظاهرا وکلای سفیر اول نیز در فهرست این ده نفر حضور داشتند هر چند شیخ طوسی نامی از ایشان نمی برده. حسین بن روح نوبختی(سفیر سوم) یکی از این وکلای ده گانه بر شمرده شده است.

در دوران معتضد عباسی وکلای نواحی دور دست همچون قم از طریق تاجرانی که اطلاعی از رابطه سفیر دوم و وکلای این نواحی نداشتند، پول و کالا برای سفیر می فرستادند و تجار نیز به تصور این که این ارتباط تجاری است کالاها و اموال را به بغداد آورده تحویل می دادند. برای رعایت پنهان کاری حتی گاهی ارتباط سفیر دوم با وکلای بغداد نیز در بعضی از خرابه های بغداد انجام می پذیرفت.

 

مدعیان دورغین سفارت

بغداد از آن رو که محل استقرار سفرای چهارگانه بود، به محلی برای بروز معارضان ایشان نیز تبدیل شده بود. در عصر نخستین سفیر دو تن از مدعیان سفارت در بغداد هم عرض با سفیر اول ادعای ارتباط با امام (علیه السلام) داشتند. ولی بروز خوارق عادات به دست سفیر و همین طور سابقه تایید امام حسن عسکری(علیه السلام) نسبت به وی و حسن سابقه او نزد شیعه موجب ابطال این دعاوی شد. در عصر دومین سفیر نیز عده ای به معارضه با ایشان برخاستند. در بغداد یکی از معروف ترین وکلای امام دهم و یازدهم(علیهماالسلام) به نام "بلالی" به معارضه با سفیر دوم پرداخت و محمد بن عثمان ضمن اقداماتی کذب وی را بر شیعیان آشکار کرد.

 

نفوذهای هوشمندانه

پس از آن که دوران بلند سفارت محمد بن عثمان در سال 305 ق به پایان رسید، وی در آخرین روزها و لحظات زندگی در جمع تعدادی از وکلای برجسته بغداد، یکی از دستیاران خود به نام حسین بن روح نوبختی را به جانشینی نصب نمود. وی هر چند در بین وکلا نزدیک ترین فرد به سفیر دوم نبود ولی ویژگی های منحصر به فردی داشت. شواهدی وجود دارد که سایر وکلای بغداد پس از درگذشت سفیر دوم فعالیت خود را هم چنان زیر نظر حسین بن روح ادامه دادند.

بغداد که پایتخت خلافت عباسی گردید پس از مدتی یکی از مهمترین شهرهای آن عصر شد و بخش هایی از آن نیز به محل اسکان شیعیان تبدیل گردید. سفیران چهارگانه امام مهدی (عج) در بغداد زندگی کردند و در همان جا هم دفن شدند

حسین بن روح به خاندان نوبخت منسوب بود که از روزگار منصور در دستگاه عباسیان نفوذ داشتند وی در دوران خلافت مقتدر نیز از احترام ویژه ای برخوردار بود و حتی مدت زمانی مسئول املاک خاصه خلیفه بوده است. البته ارتباط وی با دستگاه خلافت با تغییر وزراء دگرگون می شد. زیرا با وجود آن که خلیفه با او مخالفتی نداشت ولی با تغییراتی که در اوضاع سیاسی بغداد صورت می گرفت زندگی سفیر سوم نیز با فراز و نشیب مواجه می شد. حتی ابن روح برای چند سال در زندان عباسی به سر برد. در طول این چند سال امور سازمان به وسیله برخی از دستیاران وی اداره می شد. ایشان پس از آزادی از زندان دوباره به موقعیت ممتازی در بغداد دست یافت و بزرگان شهر به منزل او رفت و آمد داشتند.

 

پایان عمر طلایی یک شهر

در سال 326ق ابن روح در گذشت و رهبری سازمان وکالت به امر امام (علیه السلام) به علی بن محمد سمری سپرده شد. با توجه به کوتاهی دوران نیابت سمری، وی نباید تغییرات عمده ای در کار سازمان وکالت داده باشد. با رحلت سمری در 15 شعبان 329 ق دوره مرکزیت بغداد به عنوان مقر فرماندهی و مدیریت سازمان وکالت نیز به پایان رسید. اکنون مهمترین شاهد و سند دوره طلایی عمر بغداد به عنوان مرکز استقرار دفتر وکالت در عصر غیبت صغری، قبور مطهر نواب اربعه حضرت حجت(علیه السلام) در این شهر است که همچنان یادآور دوران فعالیت وسیع، ولی سری این مردان الهی، به همراه دیگر اعضاء این سازمان در منطقه مهمی همچون بغداد است.

این قبور متبرکه هنوز از اهمیت ویژه ای در بغداد برای شیعیان برخوردار است و بمب گذاری هایی که در اطراف این اماکن در سال های اخیر صورت گرفته است، گواه روشنی بر این موضوع است.

زهره رجب زاده   

بخش مهدویت تبیان


منابع:

عصر شیعه، علامه کورانی.

سازمان وکالت، محمد رضا جباری.

پژوهشی پیرامون زندگی سیاسی و فرهنگی نواب اربعه، دکتر سید حسن موسوی و دکتر نورالله کسائی(مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران)


  05:12 ب.ظ  یکشنبه 9 آذر 1393  رحمان نجفی
امام زمان (عج)
ردیف توضیحات و دانلود حجم پخش
1 معنای انتظار... (جدید) 3,002
2 قبل از فرج، آسایش و راحت‌طلبى و عافیت نیست! (جدید) 2,332
3 مناجات با امام زمان (هلالی، پناهیان، قاسمیان) (جدید) 4,031
4 به طاها...به یاسین...به معراجِ احمد... (2) /نواهنگی زیبا در مورد امام زمان (عج) 3,352
5 به طاها...به یاسین...به معراجِ احمد... (1) /نواهنگی زیبا در مورد امام زمان (عج) 1,281
6 مناجات رهبر انقلاب با امام زمان (عج) 798
7 غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد.../نواهنگی در رسای امام زمان (عج) 2,277
8 قشنگ ترین یوسف زهرا - محمود کریمی 2,365
9 قواعد ظهور محقق شده است - استاد پناهیان 1,919
10 روز های بی تو - محمود کریمی 1,788
11 میشود دلم هوایی گریه میکند - حمید علیمی 827
12 عصر یک جمعه ی دلگیر (شعر خوانی سید حمید رضا برقعی) 2,815
13 نوای سوزناک: سیدی! غَیبتُکَ نَفَت رُقادی و ضَیَّقَت عَلَّیَ مِهادی ... 1,953
14 شَوقاً اِلی رُؤیَتِک - در فراق یار (از زبان حجت الاسلام پناهیان) 899
15 سخنان زیبا از پناهیان در مورد اصلاح نفس قبل از ظهور حضرت مهدی (عج) 1,898
16 آگاهی مقام معظم رهبری از تصمیمات سرّی اسرائیل (از زبان حجت الاسلام طائب) 1,425
17 خوشا آن لحظه موعود 1,407
18 دلتنگ آقا - دانشمند 1,908
19 انتظار - حجت الاسلام نقویان 1,581
20 درد دل با امام زمان (عج) 1,787
21 نقل قول آیت الله بهجت از زبان آیت الله ناصری پیرامون نزدیک بودن فرج امام زمان(عج) 899
22 کجاست مهدی فاطمه (دانشمند) 3,599
23 سخنانی زیبا و دل نشین درباره ی حضرت مهدی 1,015
24 درد دل و مناجات با امام زمان(عج)-حاج حسن خلج 1,365
25 شعر زیبای محمدحسین شهریار با موضوع "در انتظار فرج" 1,218
26 باید خود را به عنوان یک سرباز آماده کنیم / امام خامنه ای 478

  12:31 ب.ظ  جمعه 9 آبان 1393  رحمان نجفی
رجعت، ظهور، و تقابل ایمان و کفر

رجعت، ظهور، و تقابل ایمان و کفر

رجعت

ما می دانیم که مسأله رجعت از مهم ترین و قابل توجه ترین مباحث اسلامی است. رجعت واقعه ای حکیمانه و هدفمند است و با عقل و ایمان نیز هماهنگ می باشد. این مسأله مطابق با خواست و اراده الهی صورت می پذیرد. به گونه ای که خداوند مۆمنان را اختیاراً و کافران را اجباراً برمی انگیزد. مۆمنان را برمی انگیزد، تا پاداش ایمان خود را در رکاب و یاری امامشان دریافت نمایند و کافران را برمی انگیزد، تا انتقام کفرشان را از آنان در دنیا بگیرد.


در روایتی از امام صادق(علیه السلام) توضیح داده شده است که اختیاراً یعنی اینکه: چون قائم(علیه السلام) ظهور کند، بالای سر مۆمن روند در قبر او، و به او گویند ای فلانی، به راستی صاحب الأمر تو ظهور کرده، اگر خواهی خود را به او برسانی، برسان و اگر خواهی در سایه کرامت پروردگار خود بیارامی، بیارام.(1)

 

تقابل محضِ ایمان و کفر

این مبحث همان طور که گفته شد یکی از مباحث مهم دین اسلام است. اهمیت این مسأله به خاطر این است که، این واقعه در زمان حضور حضرت مهدی(علیه السلام) صورت می گیرد و علاوه بر آن زمانی است که، مۆمنان خالص در ایمان و کافران محض در کفرشان، در مقابل هم قرار می گیرند و وعده خداوند این گونه محقق می شود. بدین جهت است که این واقعه از مهمترین وقایع اسلام به شمار می آید و منکران فراوانی نیز دارد.

علمای بزرگ اسلام همچون: شیخ صدوق، مسعود عیاشی، شیخ مفید، سید مرتضی، علامه مجلسی و... در زمینه رجعت، کتاب های فراوانی نگاشته اند. به طوری که علامه مجلسی می گوید: من در کتاب بحارالأنوار، جلد13 بیش از دویست حدیث از چهل و چند اصل معتبر، درباره رجعت نقل کرده ام و همه صریح در اثبات رجعت هستند.(2)

درست است که ائمه اطهار(علیهم السلام) صاحب ولایتند و ولایتشان پیش از زمان رجعت هم برای بندگان مقرب و مخلص خدا ظهور دارد، اما در رجعت ولایت

برای عموم تجلی پیدا می کند

اهمیت فوق العاده رجعت

عقیده رجعت یک اصل اسلامی است که از صدر اسلام، مورد توجه پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) بوده است.

با توجه به روایات وارده از معصومین(علیهم السلام):

الف- رجعت، تجلی قدرت الهی است،

امام صادق(علیه السلام) روز رجعت را یکی از روزهای الهی برشمرده اند. و فرموده اند که روزهای الهی سه تاست: روزی که قائم آل محمد(علیه السلام) قیام خواهد کرد و روز رجعت و روز قیامت.(3)

علامه طباطبایی(رحمة الله) ذیل آیه 210 سوره بقره که:

«هل ینظرون إلّا أن یأتیهم الله فی ظللٍ من الغمام و الملائکة و قضی الأمر و إلی الله ترجع الأمور. آیا اینان منتظر آن هستند که خدا با فرشتگان، در زیر سایبانی از ابر نزدشان بیاید و کار یکسره شود؟ حال آنکه خداوند مرجع همه کارهاست».(4)

می فرماید: روایاتی که اثبات رجعت می کنند، گرچه به حسب آحاد مختلف است، ولی همه در این معنا متحدند که، نظام دنیوی در سیر خود، متوجه روزی است که آیات الهی به منتهای ظهور خود برسند و در آن روز، تنها خدا عبادت می شود؛ عبادتی که از شائبه هوای نفس و اغوای شیطان خالی باشد، و در آن روز، کسی نافرمانی خدا نکند و جمعی از دوستان و دشمنان خداوند به دنیا بازگردند و حق و باطل کاملاً ممتاز گردد.(5)

ب- رجعت نیز مقام ظهور ولایت می باشد،

به این معنی که درست است که ائمه اطهار(علیهم السلام) صاحب ولایتند و ولایتشان پیش از زمان رجعت هم برای بندگان مقرب و مخلص خدا ظهور دارد، اما در رجعت ولایت برای عموم تجلی پیدا می کند.(6)

ج-  رجعت شرط ایمان است و از اصول ضروری تشیع می باشد،

برخی از روایات، اعتقاد به رجعت را از جمله شروط ایمان دانسته و اعتقاد به رجعت را در ردیف اعتقاد به معراج و شفاعت، بعث و نشور، جزا و حساب ذکر کرده اند.(7)

اهمیت این مسأله به خاطر این است که، این واقعه در زمان حضور حضرت مهدی (علیه السلام) صورت می گیرد و علاوه بر آن زمانی است که، مۆمنان خالص در ایمان و کافران محض در کفرشان، در مقابل هم قرار می گیرند و وعده خداوند این گونه محقق می شود

امام صادق(علیه السلام) فرموده اند: هرکس به هفت چیز اعتقاد داشته باشد، مۆمن است و در میان آن هفت چیز، ایمان به رجعت را ذکر کرده اند. (8)

و در روایتی دیگر می فرمایند: اگر کسی به رجعت ایمان نداشته باشد، از دایره ولایت خارج می شود. (9)

 

اصل دینی انکارناپذیر

اخبار و روایاتی که پیرامون رجعت، از معصومین(علیهم السلام) نقل شده، به قدری زیاد است که بسیاری از بزرگان و علمای دین در طول تاریخ شیعه درباره آنها ادعای تواتر کرده اند. مرحوم طبرسی می گوید: از امامان به طور متواتر روایت شده که خداوند به هنگام قیام مهدی(علیه السلام) گروهی از دوستان و دشمنان آن حضرت را برمی گرداند.(10)

اهمیت موضوع رجعت از ادعیه و زیارات اهل بیت(علیهم السلام) نیز برمی آید چرا که در ادعیه هایی همچون، دعای عهد، زیارت جامعه، دعای روز سوم شعبان صراحتاً بحث رجعت را بیان می دارد. پس این مسأله، قطعی الوقوع است و در زمان حضور آخرین منجی عالم، به وقوع می پیوندد.

 

پی نوشت:

1.       ترجمه کمره ای اصول کافی، جلد2، صفحه832.

2.       ترجمه کمره ای اصول کافی، جلد2، صفحه830.

3.       بحارالأنوار علامه مجلسی، جلد53، صفحه63.

4.       سوره بقره، آیه210.

5.       تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، جلد2، صفحه161، ذیل آیه 210، سوره بقره.

6.       معاد شناسی، محمد حسین حسینی، جلد4، صفحه115.

7.       بحارالأنوار علامه مجلسی، جلد53، صفحه121.

8.       بحارالأنوار علامه مجلسی، جلد53، صفحه92و 121.

9.       بحارالأنوار علامه مجلسی، جلد53، صفحه92.

10.    مجمع البیان، جلد7، صفحه234.


  05:10 ب.ظ  یکشنبه 4 آبان 1393  رحمان نجفی
مهدویت، و مدعیان دروغین بی خرد!

مهدویت، و مدعیان دروغین بی خرد!

ظهور

اندیشه مهدویت، از زمان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم(علیهم السلام) تا به الان، در جامعه اسلام، راسخ و استوار بوده است. این واقعیت به گونه ای مشهور است که هیچ کس نمی تواند منکر آن بشود. متأسفانه این مسأله در طول تاریخ، دچار آسیب هایی از جمله مدعیان دروغین گشته است. همین مسأله باعث شده تا روشنفکران وهابی و غیر وهابی، اصل مهدویت و اعتقاد به مهدی موعود، را زیر سۆال ببرند.


البته این مدعیان دروغین با اهداف خاصی به وجود آمده اند، که طبق نظر علمای امامیه به هیچ عنوان، هیچ کدام مورد قبول نیستند. در طول تاریخ مدعیان دروغین ادعاهای متفاوتی داشته اند. مانند: ادعای امامت به گونه ای که خود را "مهدی موعود" معرفی کرده اند. یا ادعای "نیابت خاصه"، بدین ترتیب که خود را از نواب خاصه حضرت معرفی نموده اند. و یا حتی به جایی رسیده اند که ادعای الوهیت نموده اند. و هر کدام به اندازه ادعایشان، مریدانی به دست آورده اند. این افراد از سادگی و جهل مردم استفاده کردند و برای خود مناصب الهی و دینی تعریف نموده اند.

اعتقاد به حضرت مهدی(عجل الله فرجه)، یعنی اعتقاد به کسی که زمینِ پر از جور و ستم و ظلم را، پر از عدل و داد و مساوات می نماید. این اعتقاد در کتب دینی، روایات وارده از اهل بیت(علیهم السلام) و آیات قرآن آمده است و حتی به آن اشارات صریحی نیز شده است. به همین دلیل عده ای در طول تاریخ اسلام، ادعای مهدویت کرده اند یا نسبت مهدویت به کسی داده اند. این افراد در متون اسلامی، به مدعیان دروغین مهدویت معروف هستند.(1)

 

اعتقاد صحیح این گونه است

از نظر شیعه حضرت مهدی(عجل الله فرجه) از آل محمد(صلی الله علیه و آله) و از فرزندان امام حسین(علیه السلام) و فرزند امام حسن عسگری(علیه السلام) است. در تاریخ نیمه شعبان سال 255 هجری قمری، در شهر سامرا متولد شده است. او زنده است و حتماً ظهور خواهد کرد.(2)

شایان ذکر است، این ادعاهایی که در باب مهدویت صورت گرفته است، از مسائلی است که ثابت می کند داستان مهدویت و ظهور یک فرد که به آن مصلح غیبی می گویند، از موضوعات مسلمی بوده که تمامی مسلمانان به آن معتقدند. به همین دلیل است که عده ای در طول تاریخ، خود را به عنوان مهدی موعود معرفی کرده اند. و این خود از دلایل اصالت مهدویت است. چرا که اگر مهم و اصیل نبود، هرگز تقلبیِ آن یافت نمی شد.

زمانی که فرزندم جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی ابن ابیطالب(علیه السلام) به دنیا آمد، نام او را صادق بگذارید؛ زیرا یکی دیگر از نوادگان باقر(علیه السلام) که نام او هم جعفر است، ادعای امامت می کند، درحالی که به خدا دروغ می بندد. او در نزد خدا جعفر کذّاب و دروغگوست؛ ادعا کننده چیزی است که شایستگی آن را ندارد ...

به خاطر همین مسائل است که حضرت مهدی(عجل الله فرجه) کاملاً باید معرفی شود. آثار و نشانه های ظهور نیز باید شرح داده شود، اصل و نسب حضرت و حتی اوصاف ظاهری ایشان باید در کتب دینی و غیره بازگو شود تا اصل از فرع، و دروغ و تقلب از حقیقت و راستی تشخیص داده شود.

 

دروغگو رسوا می شود

ما باید برای برملا کردن دروغ مدعیان، چند چیز را مطرح نماییم. مانند:

1. قائم، همان مهدی(عجل الله فرجه) است.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: من سرور پیامبران هستم و علی ابن ابیطالب(علیه السلام) سرور اوصیاء. جانشینان من دوازده نفرند. که علی ابن ابیطالب اولین و قائم (که همان مهدی است) آخرین آنهاست.(3)

2. او آخرین حلقه از معصومین(علیهم السلام) است.

ابو خالد کابلی گفت: نزد امام سجاد(علیه السلام) رفتم و به ایشان عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! ما را آگاه کن از کسانی که خداوند اطاعت و دوست داشتن آنها را بر ما واجب دانسته و اقتدا نمودن به آنها را پس از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بر مردم لازم کرده است.

فرمود: ای کابلی همانا اولی الأمری که خداوند، آنها را امام مردم قرار داده و اطاعت آنها را بر شما واجب کرده است، علی ابن ابیطالب(علیه السلام) و سپس حسن(علیه السلام) و بعد حسین(علیه السلام)، فرزندان علی(علیه السلام) می باشند و سپس این امر به ما رسید. امام (علیه السلام) در ادامه سکوت نمود.

به ایشان عرض کردم: روایت شده که حضرت علی(علیه السلام) فرموده: زمین از حجت خدا بر بندگانش خالی نمی ماند. پس امام و حجت بعد از شما چه کسی است؟

فرمود: فرزندم محمد(علیه السلام) که نام او در تورات باقر(علیه السلام) است که او علم را می شکافد، چه شکافتنی! و او امام و حجت پس از من است و پس از او فرزندش جعفر(علیه السلام) است که نام او در میان آسمانیان، صادق است.

عرض کردم: چگونه تنها نام ایشان صادق شد، درحالی که همه شما صادق هستید؟

فرمودند: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: زمانی که فرزندم جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی ابن ابیطالب(علیه السلام) به دنیا آمد، نام او را صادق بگذارید؛ زیرا یکی دیگر از نوادگان باقر(علیه السلام) که نام او هم جعفر است، ادعای امامت می کند، درحالی که به خدا دروغ می بندد. او در نزد خدا جعفر کذّاب و دروغگوست؛ ادعا کننده چیزی است که شایستگی آن را ندارد ...

این ادعاهایی که در باب مهدویت صورت گرفته است، از مسائلی است که ثابت می کند داستان مهدویت و ظهور یک فرد که به آن مصلح غیبی می گویند، از موضوعات مسلمی بوده که تمامی مسلمانان به آن معتقدند. به همین دلیل است که عده ای در طول تاریخ، خود را به عنوان مهدی موعود معرفی کرده اند. و این خود از دلایل اصالت مهدویت است. چرا که اگر مهم و اصیل نبود، هرگز تقلبیِ آن یافت نمی شد

عرض کردم: پس از آن چه می شود؟

فرمود: سپس غیبت ولی خدا و دوازدهمین وصی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ادامه خواهد داشت. ای ابا خالد! اهل زمان غیبت که قائل به امامت ایشان هستند و منتظر ظهور او می باشند، برترین مردم هستند. زیرا خدا به آنها فهم و عقلی داده که غیبت برای آنها همچون مشاهده شده است و آنها همچون مجاهدین در رکاب رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می باشند، آنها واقعاً مخلص اند و به راستی که شیعیان ما هستند. آنها مردم را در خفا و آشکارا به دین خدا دعوت می کنند و انتظار فرج از بزرگترین اعمال است.(4)

به جهت جلوگیری از اطاله کلام، از بازگو کردن تمامی حدیث خوداری نموده و ادامه ادله را در مجالی دیگر بررسی می نماییم.

 

کوته فکران بی خرد

ادعای امامت کردن و به این مقام رسیدن، سهل الوصول نمی باشد که این کوته فکران ادعای این را می کنند. اعتقاد به حضرت مهدی(عجل الله فرجه)، یعنی اعتقاد به کسی که زمینِ پر از جور و ستم و ظلم را، پر از عدل و داد و مساوات می نماید. فکر کردن برای دست یابی به این مقام هم محال است چه برسد به اینکه شخص خود را "مهدی" بداند.

 

پی نوشت:

١) تاریخ عصر غیبت، مسعود پور آقایی، صفحه 406.

٢) تلخیص و ترجمه منتخب الأثر، لطیف راشدی و سعید راشدی، صفحه84.

٣) تلخیص و ترجمه منتخب الأثر، لطیف راشدی و سعید راشدی، صفحه16.

٤) کمال الدین و تمام النعمة، جلد1، صفحه319 و تلخیص منتخب الأثر، لطیف راشدی و سعید راشدی، صفحه92.


  05:18 ب.ظ  جمعه 4 مهر 1393  رحمان نجفی